دوم) اعتقاد به وجود “اصل الواحد” برای کلمات قرآن58
سوم) لزوم توجه به “اشتقاق” در معنای کلمات قرآن60
چهارم) عدم وجود اشتراک لفظی و ترادف در قرآن62
پنجم) اعتقاد به دلالت ذاتی الفاظ66
ششم) اعجاز الفاظ قرآن70
2-4. جمع بندی بحث مبانی استاد مصطفوی71

فصل سوم، روش واژه?شناسی واژگان قرآن در کتاب التحقیق72
3-1. مقدمه73
3-2. منابع مورد استفاده در تألیف التحقیق74
3-3. بررسی روش بیان معانی در التحقیق83
یکم) آوردن استنادات از منابع83
دوم) ارایه معنای اصل الواحد، بررسی آن در قرآن و سایر موارد85
سوم) واژگان با خصوصیت مطلق بودن88

چهارم) واژگان متقابل89
پنجم) واژه?های با شئون مختلف90
ششم) فروق لغات91
هفتم) خصوصیات صیغه?ها91
هشتم) سایر مدخل?ها در التحقیق93
3-4. جمع بندی روش?شناسی کتاب التحقیق97

فصل چهارم، بررسی کارآمدی کتاب التحقیق99
4-1. مقدمه100
4-2. تفسیر100
4-3. ترجمه قرآن108
4-4. تفسیر روشن111
مقایسه تفسیر روشن و ترجمه?های مشهور113
سوره مبارکه حمد(فاتحه الکتاب)114
سوره مبارکه طور118
حاصل مقایسه ترجمه?ها123
4-5. تأثیر التحقیق در تفسیر تسنیم و کتاب ادب فنای مقربان124

نتیجه، جمع بندی و پیشنهاد127
فهرست منابع131
چکیده انگلیسی135

چکیده

شناخت بیان و زبان قرآن جهت فهم هر چه بهتر و کاملتر کلام وحی امری ضروری به شمار میرود. در این راستا بحث مفردات واژگان قرآن از جمله اولین و مهمترین لوازم برای محقق شدن این هدف است.
کتاب “التحقیق فی کلمات قرآن الکریم”، تألیف علامه حسن مصطفوی از جمله آثاری است که به تحقیق و بررسی در معنای واژگان قرآن کریم پرداخته و به ایجاد نوآوری در مبانی و سبک پرداخته است. در این نوشتار مبانی و روش شناسی این کتاب نفیس و گرانسنگ، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
از مهمترین مبانی معناشناسی در این کتاب، این نظر است که کلمات، در کلام خدای تعالی، در معنای حقیقی خود به کار رفتهاند. این نظر را به خوبی میتوان در نحوه طرح و به کارگیری مفهوم “اصل الواحد” در این اثر شاهد بود. مؤلف التحقیق، در حقیقت به جای مجاز در به کارگیری واژگان به توسعه معنا قایل شده است و به جای توجه به مصادیق کلمات، روح معنا را محور قرار داده است. در نتیجه کار اساسی در التحقیق، کشف اصل الواحد برای کلمات قرآن بوده است و منبع این تحقیق کلام عرب و آیات قرآن است. التحقیق در روش شناسی با مراجعه به منابع اصیل، دست اول و معتبر، ابتدا معانی حقیقی را از مجازی، تمیز میدهد و در گام بعدی، با استفاده از آیات قرآن، معنای جامع و واحدی را حاصل میکند. محصولی که بلوغ و پختگی آن با بررسی قیود و ویژگیهای مخصوص هر واژه، و نیز بهره گیری از فروق، تقابل و تفاوت کلمات متشابه و ذکر خصوصیات آنها، در غالب موارد، شایستگی ویژهای یافته است.
برای فهم میزان کارآیی التحقیق دو روش مورد بررسی قرار گرفت. یک روش بررسی تأثیر و کارآمدی التحقیق در دیگر آثار مؤلف است و روش دیگر ملاحظه این کارآمدی در آثار دیگران است. با بررسی هر دو روش، این نتیجه حاصل میشود که التحقیق بسیار کارآمد و کارگشاست.

کلید واژگان:
حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القران الکریم، مفردات قرآن، روح معنا، حقیقت و مجاز، مبانی معناشناسی، روش تحلیل واژگان.

مقدمه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏* الرَّحْمَانُ* عَلَّمَ الْقُرْءَانَ* خَلَقَ الْانسَانَ* عَلَّمَهُ الْبَیَانَ*…1
یکی از ویژگیهای انسان داشتن نعمت بیان است و بیان به معنای پردهبرداری از هر چیز است، مسلم است که با این معنی دیگر منظور از بیان تنها صدا و آوایی نیست که از دهان به گوش میرسد، بلکه الهام طبیعی و موهبتی الهی است که خداوند نصیب انسان نموده و البته خود نیز از طریق همین بیان با انسان مرتبط گشته و منظور خود را به او رسانده است. چنانکه از امام صادق7 روایت شده که فرمودند “خداوند در کلامش برای مخلوقاتش تجلی کرده است”2 و از این رو است که قرآن بهترین بیانها است که توانسته منظور خداوند را به تمامی منتقل کرده و بدین ترتیب انسان را به سر منزل مقصود برساند.
بر این اساس شناخت بیان و زبان قرآن جهت فهم هر چه بهتر و کاملتر کلام وحی از لوازمی است که در تمامی تاریخ اسلام به آن توجه شده و جمع کثیری از اندیشمندان و پژوهشگران اسلامی بدان پرداختهاند.
طبیعتا بحث و بررسی در خصوص نحوه بیان قرآن امری است که خود شامل ابعاد گستردهای است، مطالبی چون ساختار بلاغی قرآن، صرف و نحو واژگان، شناخت جایگاه استفاده از حروف و مطالبی از این دست، همگی از ابعاد شناخت ساختار بیانی قرآن به شمار میرود که هر یک دانشمندان فراوانی را به خود مشغول داشته است.
در این میان بحث مفردات واژگان قرآن از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار بوده است. طبیعتا شناخت ساختار بیانی قرآن مستلزم ارتباط با کلامی است که از مجموعه عبارات و جملههای درست شده و این عبارات نیز به نوبه خود، از کنار هم آمدن واژگان و لغات سامان یافته، بر این اساس میتوان لغت را به عنوان بنیادیترین عنصر کلام مورد نظر قرار داد. با این توضیح دیگر دستیابی به ساختار بیانی کلام وحی مقدور نخواهد بود مگر آنکه ساختار واژگانی قرآن به دقت مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. این مطلبی است که عالمان اسلامی در قالب علم مفردات به آن پرداختهاند تا بدان حد که نخستین تفاسیر قرآنی را تفسیر مفردات قرآن میدانند که بیشتر به شرح و توضیح معنای واژگان اختصاص داشته است.
طبیعی است که علم مفردات نیز در تمامی این دوران هزار و چهارصد ساله دستخوش تغییر و تحولاتی بوده و هر زمان بخشی از ابعاد واژگان قرآن در منظر دانشمندان جلوه کرده و به بحث پیرامون آن پرداختهاند. مطالبی چون ریشه لغات، مبانی وضع واژگان، بررسی مشتقات واژه و مانند آن. از این رو علاوه بر نگارش کتابهای مفردات که به بیان معانی واژگان اهتمام داشتهاند، مقالات و پژوهشهای گستردهای نیز در فهم این ابعاد به قلم تحریر در آمده و باب بحث و گفتگو پیرامون آن باز بوده است.
در این زمینه تحقیقات صورت گرفته در خصوص مبانی واژهشناسی و وضع واژگان، از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و همچنین نظریات مطرح شده در این خصوص تأثیرات فراوانی را در حوزههای دیگر علوم اسلامی چون تفسیر، فقه و حقوق داشته است. با این وصف تحقیقات فراوانی در خصوص این مبانی، نظریهپردازان و همچنین کتب نوشته شده در این خصوص صورت گرفته و هر یک سعی نمودهاند تا به قسمتی از این مسئله بپردازند.
در این میان توجه به آثار نوشته شده در دوران معاصر به سبب بهرهبرداری از انواع نظریات مطرح شده از اهمیت فراوانی برخوردار است، چه اینکه در این میان برخی نیز به سبب استفاده از مبانی متفاوت با عرف رایج، از اهمیت دوچندانی برخوردار شده و بحث و بررسی در خصوص این آثار میتواند آغازگر تحولات گسترده در حوزههای مختلف علوم اسلامی باشد.
کتاب “التحقیق فی کلمات القرآن الکریم” اثر ارزشمند استاد فرزانه، مرحوم علامه سید حسن مصطفوی از جمله این آثار به شمار میرود که لازم است پیرامون مبانی واژهشناسی آن و همچنین نحوه استفاده و پیادهسازی این مبانی مورد بررسی و تفحص قرار گیرد.
این تحقیق تحت عنوان “مبانی و روش معناشناسی واژگان قرآن در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم” بر آن است تا مبانی نظری استاد در خصوص مسئله قرآن و بالاخص مبانی ایشان در خصوص واژگان قرآن را مورد بررسی قرار داده و سپس نحوه بکارگیری این مبانی را در کتاب مذکور مورد تحلیل قرار دهد. ضمنا در این تحقیق سعی شده تا کارآمدی این رویکرد نسبت به واژگان نیز مورد ارزیابی قرار گیرد که برای این منظور از آثاری چون “تفسیر روشن” و “تفسیر تسنیم” استفاده شده است.
از آنجا که تا کنون در مورد این اثر نفیس استاد مصطفوی کار جدّی انجام نشده است، با طرح سه پرسش مبنایی به انجام این کار اقدام شد:
1. مبانی معناشناسی واژگان درکتاب التحقیق کدام است؟
2. روش معناشناسی واژگان درکتاب التحقیق چیست؟
3. از آنجا که استاد مصطفوی در اثر بعدی خود، تفسیر روشن، معنای واژگان و ترجمه آیات را بر اساس کتاب التحقیق ارایه کرده است، آیا ترجمه ارایه شده در این تفسیر در مقایسه با سایر ترجمههای متداول متفاوت است؟
در واقع با طرح این سه سؤال، کل جریانی که یک پژوهش طی میکند تا مورد بهره برداری برسد پوشش داده شده است. تحقیقات اولیه در مورد سؤالات این تحقیق منجر به بدست آمدن فرضیات تحقیق شد:
1. در کلام خدا، کلمات در معنای حقیقی به کار رفته است. این معنای حقیقی و مفهوم اصیل -که در کتاب التحقیق با عنوان “اصل الواحد” از آن نام برده میشود- در تمام صیغههای مختلف و ساختارهای مختلف الفاظی که از یک ریشه ساخته شدهاند، جاری است. کشف این معنای حقیقی بوسیله خود آیات قرآن قابل تحصیل است. همچنین ترادف حقیقی در کلمات قرآن راه ندارد و استخراج معنای اصلی نشان دهنده اختلافات بین واژگان قریب المعنی خواهد بود.
2. روش استاد مصطفوی برای بدست آوردن معنای اصلی هر ریشه از واژگان قرآن کریم این است که ایشان بر اساس مبانی خاص خود ابتدا به کتب لغت عرب مراجعه و تلاش می کند در حد امکان معانی حقیقی و مجازی را از یکدیگر تمییز داده و سپس با استفاده از آیات قرآن معنای جامع واحدی را بدست آورد.
3. معانی واژگان و ترجمه آیات ارایه شده در التحقیق و تفسیر روشن نشان میدهد که این مبانی و روش، آثاری بر جای گذاشته که در برخی موارد متفاوت از ترجمههای دیگر قرآن کریم است.
در نتیجه ساختار کلی تحقیق در قالب چهار فصل به همراه چکیدهها، مقدمه، جمعبندی و منابع نظام یافت. فصل اول شامل مباحثی است که مرور آنها برای ورود به بحث اصلی لازم به نظر رسیده است. در این راستا در این فصل نگاهی شده است به کلیات موضوع سیر تطور کتابهای لغت عرب در قرون اولیه اسلام، واژه?شناسی قرآن مجید و زیر شاخههای آن همچون غریب القرآن، نگاه معصومین: به واژگان و انواع استعمالات آن در کلام آنها همچنین در این فصل به معرفی مؤلف کتاب التحقیق پرداخته شده تا به ویژه ابعاد علمی او آگاهی لازم حاصل شود.
فصل دوم به بررسی مبانی قرآنی نویسنده التحقیق تحت دو بخش مبانی عام و مبانی خاص اختصاص یافته است. سپس در فصل سوم به روش شناسی این اثر در واژه?شناسی قرآن پرداخته شده، بدین منظور ابتدا منابع این تألیف بررسی و سپس نحوه استفاده از آنها بیان شده است. در فصل چهارم نیز پس از بررسی مبحث تفسیر و ترجمه قرآن مجید اثر بنا نهاده شده استاد بر مبنای التحقیق یعنی تفسیر روشن و نیز سایر آثاری که التحقیق در آنها صاحب تأثیر بوده است از نظر میگذرد.
با طی این مراحل خواستگاه و مقدمات طی شده برای خلق التحقیق فی کلمات القرآن الکریم مشخص میشود. همچنین اصول و مبانی که تحقیق بر اساس آنها شکل گرفته، گامهایی که محقق قدم به قدم برداشته تا حاصل کارش به نهایت رسد و محلهای تأثیر این اثر آشکار میگردد.
در انجام این مراحل زحمات و عنایات استاد راهنمای گرامی، حجت الاسلام دکتر سید محمد علی ایازی چراغ راه نویسنده بوده است. همچنین نظرات مشاور بزرگوار، دکتر سید محمد باقر حجتی باعث اتقان کار گردید.
در پایان لازم است از زحمات این دو استاد عزیز و همه آنان که در پرورش نگارنده سهمی دارند از اولین آنان تا آخِرین آنان تشکر و قدر دانی کرده، از خدای متعال غفران و توفیق روزافزونش را برای یکایک بزرگواران خواستارم.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

به امید آنکه در ذیل عنایت الهی بتوان در تحقیقات بعدی نواقص کار را برطرف نمود.
هادی ساعدی- آذر1389

فصل اول
کلیات

1-1.
مقدمه
در اولین فصل از تحقیق حاضر، پیش از پرداختن به موضوع اصلی لازم است تا موضوعاتی که پیش زمینههای لازم برای ورود به بحث را آماده میسازند، مرور شوند. از همین روی عنوان کلیات برای این فصل انتخاب شده است. کلیاتی که لازم دیده شده در این فصل از آنها سخن به میان آید در دو عنوان کلی شامل موضوع واژه?شناسی و آشنایی با مؤلف موضوع این تحقیق، یعنی استاد مرحوم حسن مصطفوی میباشد.
در قسمت واژه?شناسی نگاهی شده است به سیر تطور کتابهای لغت عرب در آغاز پیدایش تمدن اسلامی، موضوع معناشناسی واژگان قرآن کریم و اهمیت و جایگاه معناشناسی کلمات در نظر مفسرین حقیقی قرآن مجید، پیامبر اکرم صلّ الله علیه وآله و سلم و حضرات معصومین:.
در بخش دوم نیز به زندگی استاد حسن مصطفوی مؤلف کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، کتاب مورد بحث در این تحقیق پرداخته شده است. محور و اساس این بخش آشکاری هرچه بیشتر جنبههای علمی استاد است و از همین روی آثار متنوع تألیفی وی مرور گردیده است.
1-2. سیر تطور کتاب?های لغت عرب در قرون اولیه اسلام
آغاز بعثت پیامبر اکرم9 نقطه عطف جدیدی را در جهان ایجاد کرد. به ویژه معجزه جاوید ایشان قرآن مجید مبدأ تحولات علمی بسیار شد. از این نظر میتوان اولین قرن صدر اسلام را دوره تدارک و زمینه چینی شکوفاییهایی دانست که حدودا از میانه قرن دوم هجری آغاز شد.3 از این دوران به بعد، جهان اسلام شامل سه پایتخت با سه خلیفه از سه خاندان عرب بود: اولی خاندان بنی عباس بودند که مرکز حکومت آنها در بغداد بود و بر نواحی شامات و حجاز، عراق، ایران و بخشهایی از آسیای مرکزی تسلط داشتند. دومین آنها دستگاه خلفای فاطمی بود که بر مصر و افریقا تسلط داشتند و سومین ایشان امویان بودند که مقر امپراتوری آنها در همسایگی فاطمیان و در اروپا (اندلس) بود.4 اگر چه رقابتها و رویاروییهای ایشان موجب هزینههای بسیاری برای جهان اسلام بود، اما این رقابت وجوه مثبتی نیز داشت و آن حمایت از توسعه و ترویج علوم و صنایع مختلف بود. بیتردید پایهایترین رشته های مورد رقابت این حکومتها، ادبیات و به ویژه لغت بود که کاربرد فراوانی در تفسیر و در فقه و حتی شعر داشت.5 در این میان به نظر میرسد که مسلمانان تحت حکومت بنی عباس بیشتر به جنبه های اعراب و اسلوب ادبی توجه داشتهاند و دو منطقه دیگر به ویژه مصر و جریان علمی تحت حاکمیت فاطمیان، به موضوع فقه اللغه بیشتر از سایر موضوعات توجه پیدا کردند و شاید علت آن نیز گرایشات باطنی ایشان بود که اقتضایش توجه بیشتر به لغات و واژگان بوده است.6 و از آنجا که مسلمانان اندلس تعامل و ارتباط بیشتری با همسایه افریقایی خود داشتند، آنها نیز در این خصوص عمل و گرایش مشابه از خود نشان دادند و حتی گوی سبقت را از فاطمیان نیز ربودند و به پایهای بالنده در خصوص لغت دست یافتند.7 سیر لغویان و قرونی که هر یک در آن به سر می بردند و نیز جغرافیایی که در آن زندگی می کردند، مؤید نکات یاد شده است. به هر حال شرح مختصری از پیشینه اولین آثار در این خصوص جالب و حامل پیامهای بسیاری است:
نخستین کتاب را در لغت، “کتاب العین” تألیف خلیل بن احمد فراهیدی متوفی به سال 175هجری قمری دانستهاند. تا پیش از این کتب تألیف شده در این خصوص بر مبنای لغاتی که یک موضوع در آن باشد تألیف میشد. از جمله کتب مهمی هستند که در زمینه لغت عرب به صورت موضوعی در سدههای اولیه اسلام تألیف شدهاند عبارتند از کتاب الاصنام و کتاب انساب الخیل به ترتیب، تألیف هشام بن کلبی(م204) و ابوعبیده معمربن مثنی تیمی(م209)، کتاب الهمز، کتاب المطر و کتاب اللبا و اللبن هر سه از ابوزید سعیدبن اوس انصاری(م215) و کتاب الدارات، کتاب النبات و الشجر و کتاب النخل و الکرم هر سه از ابو سعید عبدالملک اصمعی(م216)، کتاب الامثال و کتاب الاجناس من کلام العرب و ما اشتبه فی اللفظ و اختلف فی المعنا و رساله فی ما ورد فی القران الکریم من لغات القبایل هر سه تألیف ابو عبید قاسم بن سلام هروی(م223)، کتاب الاشتقاق و کتاب صفه السراج و اللجام، کتاب الکلام و کتاب الملاحن هر چهار تألیف ابو بکربن درید بصری(م321) و کتاب الاضداد فی اللغه تألیف محمد بن قاسم بن بشار انباری (م328)، کتاب غریب القرآن تألیف امام ابوبکر سجستانی(م330) و کتاب لیس فی کلام العرب تألیف ابن خالویه همدانی(م370)، کتاب الالفاظ المترادفه تألیف ابوالحسن رمانی(م382)، کتاب الفروق اللغویه تألیف ابو هلال عسکری(م395).
پس از العین خلیل بن احمد، قدیمیترین لغت نامه عرب مربوط است به التهذیب اللغه ازهری هروی (م282) و پس از آن جمهره اللغه ابن درید(م321) و برخی از کتابهای فرعی او مانند کتاب المجتنی و کتاب اشتقاق اسماءالقبایل و کتاب المقتبس و کتاب المقصور و الممدود و کتاب غرایب القرآن. پس از آن به ترتیب الباریء فی اللغه تألیف ابو علی قالی(م356)، دیوان الادب ابو ابراهیم اسحاق فارابی (م350) و کتاب المحیط صاحب بن عباد(م385)، کتاب صحاح اللغه تألیف ابونصر جوهری(م393) و کتاب مقاییس اللغه تألیف ابن فارس(م395).8
همانطور که اشاره شد بررسی سیر تطور فقه اللغه و علم واژگان پیامهای ارزشمندی را با خود دارد از جمله اینکه در میان اولین لغتنویسان زبان عربی افرادی چون ازهری و ابندرید و ابوابراهیم فارابی و صاحببن عباد و جوهری و ابن فارس قرار دارند که همه از سرزمین ایران برخاستهاند و میتوان به جرأت گفت که هر آنچه از پیشرفت که در جغرافیای عراق و ایران تحقق یافت بیش از همه تحت تأثیر ایرانیان بوده است. همانطور که پیش از این اشاره شد افریقا و اروپای اسلامی نیز تأثیرات قابل توجهی بر پیشرفت این دانش داشتهاند.
1-3. واژه?شناسی قرآن مجید
برای فهم هر متن، فهم لغات متن از مقدمات لازم است. هر چه این آگاهی بیشتر باشد فهم بهتری حاصل خواهد شد. این امر به ویژه در زمینههای علمی مشهودتر و مهمتر است. در زمینه قرآن?پژوهی نیز همین امر باعث توجه به واژه?شناسی قرآن مجید شده است. علم واژه?شناسی قرآن یا مفردات، دانشی است که درباره تک واژههای قرآنی از نظر ریشه، اشتقاق لغوی، دلالت بر معنای مطلوب، مناسبات، شیوه نگارش، نحوه تلفظ و نوع کاربرد آن در قرآن بحث میکند. در بیان اهمیت این موضوع برای مسلمین ذکر همین دو نکته کافی است که اولا فهم معنای متن بدون آگاهی از معانی کلمات آن ممکن نبوده، ثانیا آثار متعدد بسیاری که در طول چهارده قرن در این زمینه نگاشته شده خود نشان از اهمیت موضوع دارد.
برای علم مفردات، شاخههای فراوانی ذکر شده است از جمله مهمترین آنها عبارتند:
1. غریب القرآن (عناوین “معانی القرآن” و “مشکل القرآن” نیز در زمینه مفردات معنایی نزدیک به غریب القرآن دارند.)
2. معرب القرآن: مربوط به واژههایی است که از زبانهای دیگر به زبان قرآن وارد شده و به صورت عربی درآمدهاند.
3. اعراب القرآن: درباره چگونگی اعراب الفاظ قرآن بحث میکند.
4. وجوه و نظایر در قرآن: در این علم معانیای که دارای الفاظ مشترک یا الفاظی که دارای معانی مختلفاند، مورد بررسی میگیرند.
در این میان “غریب القرآن” از مهم?ترین شاخههای مفردات محسوب میشود. به طوری که بیشترین کتبی که در زمینه واژهشناسی قرآن به خصوص تا حدود قرن ششم نوشته شده “غریب القرآن” نامگذاری شده است.9
غریب القرآن و پیدایش علم واژهشناسی قرآن
معنای اصلی بیان شده برای کلمه غریب، “بُعد و دوری” است. غریب در موضوع بیان، به معنی غیرمألوف و دور از ذهن است. اما از آنجا که قرآن به زبان عربی فصیح نازل شده است وجود واژههای نامأنوس در آن مغایر با فصاحت است. منظور از واژگان غریب در قرآن، مجموعه واژگانی است که به دلایلی همچون عادت، سابقه ذهنی، تحولات احتمالی در زبان در نظر مسلمانان مشکل و پیچیده جلوه کند. البته با این تعریف غریب بودن واژگان امری نسبی خواهد بود. به طوری که کتاب نافع بن ازرق شامل دویست لغت است اما به مرور این کتب، واژگان بیشتری را در بر گرفته و به مفردات و قاموس واژگان قرآن تبدیل شدند. که در نهایت منجر به بنیانگذاری علم مفردات شده و غریب القرآن از زیرشاخههای مهم آن قرار گرفت. پس در عین حال میتوان “غریب القرآن” را زیربنای اولیه مفردات و علم واژهشناسی قرآن نیز دانست.
در کتب مربوط به مفردات علاوه بر ارایه ترجمان و شرح واژههای قرآن، تفسیر و شرح آنها با توجه به سیاق آیات نیز به چشم میخورد.10
مبحث معنای واژگان قرآن از موضوعاتی است که از صدر اسلام مورد توجه مسلمین بوده است. اولین اثر در این زمینه مربوط است به نظرات عبدالله ابن عباس به روایت علی ابن ابی طلحه که سیوطی در الاتقان آنرا نقل کرده همچنین روایت نافع بن الازرق از ابن عباس تحت عنوان مسائل نافع بن الازرق به چاپ رسیده است.11
از واضحترین دلایل برای اهمیت موضوع واژهشناسی قرآن تعداد فراوان کتبی است که در این زمینه تألیف شده است. به طوری که اعداد گزارش شده تنها در موضوع “غریب القرآن” بیش از سیصد عنوان است.12
در میان این کتب، گروهی علاوه بر معنی کردن لغات به شرح و تفسیر قرآن مجید نیز بر اساس آن پرداختهاند. استاد معرفت اولین اثر با این ویژگی و از بهترین کتب در این زمینه را مربوط میداند به ابوسعید بکری جریری از اصحاب امام محمد باقر7 که وی برای معنای کلمات به ذکر اشعاری از دوران جاهلیت پرداخته است.13
1-4. واژه?شناسی و جایگاه آن در کلام مفسرین اصلی قرآن
رسول مکرم اسلام9 و اهل بیت گرامی ایشان: وجود جدا نشدنی از قرآن و مفسران حقیقی آن هستند، بنا بر این توجه به نوع نگرش ایشان در موضوعات مربوط به قرآن?پژوهی از جایگاه ویژهای برخوردار است. از همین روی بسیار پسندیده است که نظرات این منابع اصلی علوم اسلامی را در مبحث واژهشناسی مورد بررسی قرار داد. در روایات ائمه معصومین: یکی از موضوعاتی که به آن پرداخته شده شرح واژگان و مفاهیم است. اقسام روایاتی که در کتبی نظیر معانی الاخبار مرحوم شیخ صدوق جمع شدهاند، مؤید این نکته هستند. در این قسمت برای تبیین بیشتر این موضوع روایاتی را که شیخ صدوق در این کتاب گردآوری کرده به صورت دستهبندی شده با ذکر نمونه از نظر میگذرانیم تا با انواع آنها در کلام معصومین: آشنا شده، نوع رویکرد و اهمیت موضوع از نظر ایشان مشخص شود.
دسته اول از روایات، معنی واژگانی از قرآن را که حتی نامأنوس برای اعراب بوده است بیان کرده اند. روایت ذیل نمونهای از موارد یاد شده است: “موسى بن محمّد تمیمى گوید: پدرم گفت: ما در خدمت پیامبر9 بودیم که تکّه ابرى پدیدار شد، حاضرین عرض نمودند: یا رسول اللَّه این ابرى است که پیدا شده، فرمود: پایه‏هایش را چگونه مى‏بینید؟ گفتند: اى پیامبر خدا بسیار نیکو است و پابرجا! فرمود: پرده‏هاى کشیده”بواسق” آن را چگونه مى‏بینید؟ گفتند: بسیار خوب و أنباشته است! فرمود: رنگ قیرگونش”جون” را چگونه مى‏بینید؟ عرضه داشتند: اى پیامبر خدا خوب و بسیار مشکى است. فرمود: چرخش آن را “فکیف ترون رحاها”، چگونه دیدید؟ گفتند: اى پیغمبر خدا بسیار نیک و چقدر خوب دوار است. فرمود: چگونه مى‏نگرید برق آن را، پخش مى‏گردد “خفو” یا جرقّه “میض” است، یا عمودى و یا کشیده “شقّ”؟ عرض کردند: یا رسول اللَّه عمودى و کشیده است. پیغمبر خدا9 فرمود: بارانى”حیا” حاصلخیز (براى شما آید). گفتند: اى پیامبر خدا تو چه سخن پرداز و شیوائى! زبان آورتر از تو ندیده‏ایم که چنین شیوا سخن بگوید. فرمود: چه چیز مرا از آن باز دارد، با آنکه قرآن کریم بزبان من (زبان عربى آشکار) فرود آمده است.”14
در دومین گروه، روایات شامل واژگانی هستند که از زبان معصوم7 جاری شده اما برای مخاطب ناشناخته بوده است. نمونهای از موارد یاد شده از این قرار است: “عبد اللَّه بن سنان گوید، امام صادق7 فرمود: میان شما و کسى که مخالف شما است، چیزى نیست مگر “مطمر”، عرض کردم: “مطمر” چیست؟ فرمود: چیزى است که شما آن را “تر” (ریسمانکار بنّایان) مى‏نامید، پس هر گاه کسى با شما مخالفت کند و از آن بگذرد (یعنى به چپ و یا راست میل کند)، از او بیزارى جوئید، هر چند تبارش علوىّ و فاطمىّ باشد.”15
در دسته سوم، معصوم7 مصداقی ویژه و یا لوازم و آثار معنای آن واژه را در شرح معنی واژه آوردهاند. روایت ذیل از این جمله است: “علىّ بن فضّال از پدرش نقل کرده که گفت: از حضرت رضا7 پرسیدم تفسیر “بسم اللَّه” چیست؟ فرمود: مفهوم گفته کسى که مى‏گوید: “بسم اللَّه” این است که من خودم را داغ مى‏زنم به نقشى از نشانههاى پروردگار- که گرامى و بزرگ است نام او- که این عمل عبادت است. راوى گوید: عرض کردم: معنى “سمّه” چیست؟ فرمود: نشان.”16
چهارمین دسته روایتهای شرح واژگان، به شرح برخی از اسماء الهی پرداختهاند. روایت پیش رو نمونهای از گروه یاد شده است: “حسن بن راشد گوید: شخصى از امام کاظم7 پرسید: کلمه “اللَّه” چه مفهومى دارد؟ فرمود: یعنى بر همه آفریدگان خود، چه کوچک و چه بزرگ، سیطره دارد. (چون چیرگى بر مخلوق لازمه مفهوم خدایى است و امام7 به لازم معنى پاسخ داده است).”17 همچنین روایت مقابل نیز مصداق نکته شده است: “أبو هاشم جعفرى گوید از امام نهم حضرت جواد7 پرسیدم مقصود از “واحد” چیست؟ فرمود: آنکه همه پدیده‏هاى جهان هستى یک زبان بر یگانگى او گواهى مى‏دهند (و در این هیچ اختلافى ندارند).”18
در دسته پنجم، گروهی از روایات قرار دارند که کارکرد فقهی واژگان مد نظر قرار داشته و اصطلاحی خاص در فقه را تعریف کردهاند. روایت ذیل صرفاً نمونه ای از موارد یاد شده است: “شریح بن هانئ از امام على7 روایت نموده که فرمود: پیغمبر خدا9 در مورد گوسفند قربانى به ما دستور داد که چشم و گوشش سالم و کامل باشد، و نهى فرمود ما را از “خرقاء” و “شرقاء” و “مقابله” و “مدابره”. “خرقاء” گوسفندى است که لاله گوش او دائره وار سوراخ شده، و گوسفند “شرقاء” آن است که گوشش بصورت افقى بریده شده باشد که به این طرف و آن طرف سرش بیفتد، و “مقابله” آن است که از لاله گوشش مقدارى بریده شده و آویزان مانده و جدانشود، مانند گوشت زائد و اگر شترى آن گونه شده باشد: “مزنّم” و “معلّق” و “رعل” نامیده مى‏شود و “مدابره” آن است که قسمت نهائى گوش گوسفند شکافته شود و آن را آویزان گذارند.”19
آخرین دسته از کلمات گهربار ائمه: در موضوع واژگان، بیان وجه تمایز واژگان با واژگان مترادف، تا به این روش معنای آن واژه واضح گردد، آمده است. به عنوان مثال در حدیث آمده است که “أبو بصیر گوید: به امام صادق7 عرض کردم: آل محمّد چه کسانی هستند؟ فرمود: دودمان او. پرسیدم: اهل بیت او چه کسانى هستند؟ فرمود: ائمّه‏اى که وصىّ اویند. گفتم: عترت کیست؟ فرمود: اصحاب “کسا”. عرض کردم: امّتش چه کسانى‏اند؟ فرمود: مؤمنانى که به هر چه از نزد خدا آمده است تصدیق نمودند، و به دو چیز گرانبهائى که مأمور گشته‏اند تا تمسّک جویند، چنگ زدند، کتاب خدا و عترت رسول خدا9 که همان اهل بیت و خاندان اویند، و خداوند پلیدى را از آنان زدوده، و از هر آلودگى پاکیزه‏شان ساخته، و آن دو بعد از پیغمبر جانشین او بر امّتند.”20
1-5. کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم
علم مفردات در قرن معاصر نیز از موضوعات مورد توجه قرآن پژوهان بوده است. یکی از آثار ارزشمند در این زمینه حاصل تلاش دانشمند فرزانه استاد حسن مصطفوی است که پس از یک عمر تلاش علمی در طول ده سال به نگارش رسیده است.
استاد مصطفوی در مقدمه “التحقیق فی کلمات القرآن الکریم”، انگیزه خود را از نگارش این مجموعه بیان میدارد. از نظر وی، لازمه استفاده از حقایق و معارف قرآن مجید، فهم مفردات کلمات آن بر اساس دقت و تحقیق در معانی آنها است. از این رو لازم است تا در راستای إدراک حقایق آن کلمات و لغات، و تمییز بین مفاهیم حقیقی و مجازی کوشش شود. به ویژه با توجه به این نکته که اکثر کتب مختلفی که در مورد لغت عرب نوشته شده به جمع آوری أقوال مختلف و موارد مختلف استعمال لغت به هر صورت که بوده است، بسنده کردهاند. این امر منجر شده که حقیقت مطلب در معنای لغات آشکار نگردد و موجب گمراهی و تحیّر در کلمات خدای تعالى گردد.21
در این مجموعه چهارده جلدی سعی شده با استفاده از منابع اصیل لغت و ادبیات عرب و قرآن مجید به ارایه معنایی دقیق از واژگان قرآن دست یابد. البته در این میان مبانی خاص استاد به ویژه توجه به معنای حقیقی کلمات و اصل الواحد و روش استخراج معنای کلمات در تمایز کار وی تأثیر بسزایی دارد. از نظر استاد مصطفوی کتاب التحقیق منبعی است که میتواند پاسخگوی تعارض ظاهری به وجود آمده بین معارف و مفاهیم قرآنی باشد زیرا از نظر وی، برای رفع و حلّ این تعارض، لازمست معانی حقیقی کلمات از لحاظ لغت معیّن شده، و مفهوم کلّی و مصادیق آن کاملاً روشن گردد، و سپس حقیقت آن مفهوم از لحاظ طبیعی و یا از جهت ماورای مادّه به دقّت رسیدگی و معیّن شود، و در عین حال خصوصیّت و محدوده مفهوم آن أصل عقلی نیز در نظر گرفته شده ، و جهت تعارض برطرف شود.22
چاپ اولین دوره این مجموعه مربوط است به سال 1393 هجری قمری (1351هجری شمسی)، که با دستخط خود استاد، توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب در تهران آغاز شد. در مرحله بعد این اثر نفیس توسط انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در مدت سالهای 1365 تا 1374 هجری شمسی به مرور منتشر شد. در سالهای اخیر نیز “مرکز نشر آثار علامه حسن مصطفوی” به چاپ مجدد این اثر نفیس همتگمارد.
استاد مصطفوی ساختار کلی کتاب را بر اساس حروف الفبا سامان داده است. برای هر حرف الفبای عربی اصل الواحدها به صورت مدخل، مدخل آورده شدهاند.
چیدمان حروف در مجلدهای التحقیق از این قرار است:
جلد اول: حروف “ألف”، “ب” و “ت”
جلد دوم: حروف “ث”، “ج” و “ح”
جلد سوم: حروف “خ”، “د” و “ذ”
جلد چهارم: حروف “ر” و “ز”
جلد پنجم: حرف “س”
جلد ششم: حروف “ش” و “ص”
جلد هفتم: حروف “ض”، “ط”، “ظ” و “ع”
جلد هشتم: حرف “ع”
جلد نهم: حرف “ف”
جلد دهم: حروف “ک” و “ل”
جلد یازدهم: حروف “م” و “ه”
جلد دوازدهم: حرف “ن”
جلد سیزدهم: حروف “و”


دیدگاهتان را بنویسید