ودمان را تقديم ايشان نمايم.از طرف ديگر جا دارد از زحمات جناب آقاي دكتر غلام حسين غلامي كه در مرحله تجزيه و تحليل از راهنمايي‌هاي علمي ايشان بهره مند شديم صميمانه تشكر نمايم موفقيت شان را از خداوند متعالي طلب مي نمايم.

چکيده:
جنبش‌هاي اجتماعي و تاثيرات فن آوري‌هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي بر فرايند شكل گيري و عمل آنها به موضوع مهمي مطالعاتي در ميان مجموعه موضوعات مورد مطالعه علوم اجتماعي و سياسي تبديل شده است.اين پايان نامه با اين ملاحظه به بررسي اين موضوع و چگونگي بهره برداري از فن آوريهاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي در جنبشهاي اجتماعي متمركز است.به نظر مي رسد فن‌آوريهاي جديد منجر به ايجاد مجموعه اي از ساختارهاي فرصت سياسي براي بسيج اجتماعي شده با اين رويكرد نكته كليدي اين پايان نامه اين بود كه بررسي نمايد كه فضاي سايبر چه فرصت هاي را براي رهبران و فعالان جنبش هاي اجتماعي براي بكارگيري ساختارهاي ملموس (انتقال هنجارها و ارزش‌هاي بديل) ايجاد كرده است؟ آيا استفاده از ساختارهاي ملموس مذكور مي‌تواند منجر به رفع موانع و ساختارهاي محدوديت ساز دولت‌هاي براي ايجاد جنبش‌هاي جمعي گردد؟ چگونه اين فرصت هاي ساختاري ملموس براي پيشبرد جنبش هاي اجتماعي به کار گرفته خواهد شد؟ براي پاسخ به سوالات مذكور از دو نظريه بسيج منابع و نظريه ساختار فرصت استفاده شد.براي آزمون نظريه مذكور گويه‌هاي تهيه و بدين ترتيب داده‌هاي لازم براي پايان نامه از طريق نگرش سنجي ديدگاه‌هاي دانشجويان كارشناسي ارشد در حال تحصيل در رشته جامعه شناسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار تهيه و در فرايند بعدي كار از طريق روش ها آماري(توصيفي و تحليلي) مورد ارزيابي قرار گرفتند.يافته‌هاي اين پايان نامه نشان داد كه هر دو متغير مستقل اين پايان نامه يعني ساختارهاي ملموس و ساختارهاي محدوديت با متغير وابسته يعني موفقيت جنبشها رابطه معني داري دارند.به عبارتي متغيرهاي مستقل ما بر روي متغير وابسته ما تاثير مي گذارند كه اين تاثير با توجه به ضرايب استاندار شده(بتا)جهت مثبتي دارند. يعني اينكه هر دو اين متغيرها در ارتباط مستقيم با موفقيت جنبشهاي اجتماعي هستند.از اين روي پيش شد كه هر قدر مقدار استفاده از ساختارهاي ملموس افزايش مي‌يابد به ميزان موفقيت جنبشها در فضاي سايبر افزوده مي شود.همچنين نتيجه گرفته شد كه هر قدر دولت‌ها با محدوديت‌هاي ساختاري بيشتري مواجه مي‌گردند، ميزان موفقيت جنبش‌هاي اجتماعي در فضاي سايبري افزايش مي‌يابد.يافته‌هاي ديگر تحقيق نشان مي‌دهد كه در تمامي متغيرهاي آزموده شده در اين تحقيق که شامل موانع ساختاري، موفقيت جنبش ها و ساختار محدوديت و غيره هستند، مردان بيشتراز زنان معتقدند که فضاي سايبر فرصت هاي ساختاري را افزايش داده و اين در مورد تمامي متغيرهاي اين تحقيق نيز صادق است. همچنين نتايج ديگر حاصله نشان مي‌دهد که در مورد متغير موانع ساختاري، اتميزه شدن و سازماندهي تفاوت معني داري بين پاسخ هاي زنان و مردان وجود ندارد.در مابقي متغيرها، تفاوت معني داري بين زنان و مردان در پاسخ به هر متغير وجود دارد.

فهرست مطالب
عنوان صفحه

فصل اول: مقدمه
سوالات تحقيق 11
اهميت و ضرورت 12
اهداف تحقيق 12
سازماندهي تحقيق 13
فصل دوم: چارچوب نظرى
پيشينه تحقيق 15
تحقيقات خارجي 16
تحقيقات داخلي 23
چارچوب نظري 27
دسته نخست: نظريه پردازان مطرح در رويکرد رفتار جمعي 30
دسته دوم: نظريه پردازان مطرح در رويکرد نهادي 36
دسته سوم: نظريه پردازان مطرح در رويکرد جامعه مدني 43
رويكردهاي نظري در مطالعه جنبش‌هاي اجتماعي 49
نظريه بسيج منابع 50
نظريه ساختار فرصت سياسي 56
شرايط ساختاري جنبش‌هاي سياسي 56
مدل نظري اول: رويكرد دولت‌هاي جهان سوم در زمينه جنبش‌هاي اجتماعي 63
مدل نظري تحقيق: فرصت‌هاي سايبري و جنبش‌هاي‌هاي اجتماعي 64
فرضيه‌ها 65
تعريف مفاهيم 65
موانع و فرصت‌هاي ساختاري 65
فضاي سايبر 66
نتيجه گيري 67
فصل سوم: روش‌ تحقيق
روش پژوهش 69
تعريف عملياتي متغيرها 70
ابزار گردآوري اطلاعات 70
جامعة آماري 70
حجم نمونه آماري 71
روش انتخاب نمونة آماري 71
روش‌هاي سنجش و تكنيك‌هاي آماري مورد استفاده 71
پايايي گويه ها 72
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها
يافته‌هاي توصيفي 79
گويه اول: ارتباط افراد زياد در سايبر 79
گويه دوم: شعاع ارتباط 80
گويه سوم: مانع ارتباطات فعالان اجتماعي 81
گويه چهارم: شعاع ارتباط 82
گويه پنجم: گفتگو مطمئن درباره مسائل 83
گويه ششم: هماهنگي افراد توسط اينترنت 84
گويه هفتم: سازماندهي طرفداران 85
گويه هشتم: دريافت كمك توسط جنبش ها 86
گويه نهم: ايجاد كمپين 87
گويه دهم: انتقال هنجارها و ارزش‌هاي فرهنگي 88
گويه يازدهم: كنترل دولتها به جريان ارتباطات 89
گويه دوازدهم: انتقال هنجارها و ارزشهاي فرهنگي 90
گويه سيزدهم: مقبوليت دولتها 91
گويه چهاردهم: سازماندهي طرفداران جريانات اجتماعي 92
گويه پانزدهم: ارزشهاي جديد فرهنگي جايگزين 93
گويه شانزدهم: انتقال هنجارهاي غيررسمي مرتبط با جنبشهاي سياسي 94
گويه هفدهم: كاهش انسجام اجتماعي 95
گويه هيجدهم: كاهش مشروعيت 96
گويه نوزدهم: هنجارهاي جديد و معترض 97
گويه بيستم: جذب نيروهاي اساسي پيشبرد جنبش ها 98
گويه بيست و يكم: ارتباط زياد با حاميان خود 99
گويه بيست و دوم: تضعيف مشروعيت 100
گويه بيست و سوم: مشروعيت زدايي 101
گويه بيست و چهارم: توان كمتر براي برخورداري 102
گويه بيست و پنجم: امكان رساندن ارزش‌ها و آرمان‌هاي جنبش‌هاي اجتماعي 103
گويه بيست و ششم: كنترل دولتها بر فضاي سايبر 104
گويه بيست و هفتم: محدوديت كمتر دولتها بر فضاي سايبر 105
گويه بيست و هشتم: انتقال ارزش‌هاي فرهنگي غيررسمي 106
گويه بيست و نهم: كنترل جنبش‌هاي سياسي 107
گويه سي: محدوديت‌هاي كمتر 108
گويه سي و يك: ارتباط جنبش‌ها با افراد زير مجموعه 109
گويه سي و دوم: جدا كردن شهروندان از يكديگر 110
گويه سي و سوم: التزام به ارزش‌هاي مسلط سياسي 111
گويه سي و چهارم: هنجارهاي بديل 112
گويه سي و پنجم: هنجارهاي بديل توسط جنبشهاي اجتماعي 113
گويه سي و ششم: ارزش‌هاي جديد سياسي و فرهنگي 114
گويه سي و هفتم: امكان ارتباطات در همة مكانها 115
گويه سي و هشت: ميزان آشنايي با اينترنت 116
گويه سي و نهم: ميزان آشنايي با قابليت‌هاي فضاي سايبر 117
فصل پنجم: نتيجه‌گيري
نتيجه‌گيري 133
منابع و مأخذ 137
منابع فارسي 138
منابع انگليسي 140
پرسشنامه 142

فهرست جداول
عنوان صفحه
ارتباط افراد زياد در سايبر 79
شعاع ارتباط 80
مانع ارتباطات فعالان اجتماعي 81
شعاع ارتباط 82
گفتگو مطمئن درباره مسائل 83
هماهنگي افراد توسط اينترنت 84
سازماندهي طرفداران 85
دريافت كمك توسط جنبش ها 86
ايجاد كمپين 87
انتقال هنجارها و ارزش‌هاي فرهنگي 88
كنترل دولتها به جريان ارتباطات 89
انتقال هنجارها و ارزشهاي فرهنگي 90
مقبوليت دولتها 91
سازماندهي طرفداران جريانات اجتماعي 92
ارزشهاي جديد فرهنگي جايگزين 93
انتقال هنجارهاي غيررسمي مرتبط با جنبشهاي سياسي 94
كاهش انسجام اجتماعي 95
كاهش مشروعيت 96
هنجارهاي جديد و معترض 97
جذب نيروهاي اساسي پيشبرد جنبش ها 98
ارتباط زياد با حاميان خود 99
تضعيف مشروعيت 100
مشروعيت زدايي 101
توان كمتر براي برخورداري 102
امكان رساندن ارزش‌ها و آرمان‌هاي جنبش‌هاي اجتماعي 103
كنترل دولتها بر فضاي سايبر 104
محدوديت كمتر دولتها بر فضاي سايبر 105
انتقال ارزش‌هاي فرهنگي غيررسمي 106
كنترل جنبش‌هاي سياسي 107
محدوديت‌هاي كمتر 108
ارتباط جنبش‌ها با افراد زير مجموعه 109
جدا كردن شهروندان از يكديگر 110
التزام به ارزش‌هاي مسلط سياسي 111
هنجارهاي بديل 112
هنجارهاي بديل توسط جنبشهاي اجتماعي 113
ارزش‌هاي جديد سياسي و فرهنگي 114
امكان ارتباطات در همة مكانها 115
ميزان آشنايي با اينترنت 116
ميزان آشنايي با قابليت‌هاي فضاي سايبر 117

فصل اول
مقدمه

موضوع جنبشهاي اجتماعي به عنوان حد فاصل انقلاب و اصلاحات، يکي از پديده‌هاي اجتماعي محسوب ميشود. اين جنبشهاي اجتماعي ظرفيت، قابليت و تأثير گذاري بالائي در جوامع مختلف برخوردار بوده و به همين دليل مورد توجه و اقبال حکومتها، دولتها، احزاب و گروههاي سياسي و عامه مردم گرفته است.
در واقع جنبش اجتماعي را مي‌توان حد فاصل انقلاب و اصلاحات در يک جامعه دانست که در قالبهاي مختلف مذهبي، ملي و صنفي راه اندازي شده و استمرار مي يابد.
جنبشهاي اجتماعي نقش بسيار مهمي در جامعه شناسي سياسي معاصر ايفا مي کنند. گي روشه آن را چنين تعريف مي کند: جنبش اجتماعي عبارت است از سازماني کاملاً شکل گرفته و مشخص است که به منظور دفاع يا گسترش و دستيابي به هدفهاي خاصي به گروه بندي و تشکيل اعضاء مي‌پردازد و درصدد بر مي آيد تا عناصري از جامعه را تغيير دهند يا آنها را حفظ کند.
همچنين آلن تورن آن کنش جمعي را جنبش اجتماعي مي‌خواند که شامل ستيزه‌هايي باشد که پيرامون توانايي‌هايي نهادينه شده الگوهاي فرهنگي رايج است. به عبارت ديگر وي جهت‌گيري جنبش‌ها را معطوف به الگوي فرهنگي مي داند,که بر جامعه سيطره دارند. در نهايت تورن با استفاده از مفهوم کنش و تاريخ مندي,جنبشهاي اجتماعي را به عنوان رفتار جمعي سازمان يافته اي مي‌داند که يک کنشگر طبقاتي با دشمن طبقاتي اش براي کنترل تاريخ مندي خود در يک اجتماع ملموس ستيز مي کند او البته عرصه منازعه را طبقاتي و ميان سرمايه داران و پرولتاريا مي داند ولي تفسير صرفا” اقتصادي اين ستيز را رد مي کند. او معتقد است اين ستيز براي توزيع ويا کنترل منابع است، اما هدف نهائي اين ستيزه تلاش براي تحت کنترل در آوردن تاريخ مندي مي باشد از اينرو ستيز براي توزيع و کنترل منابع هم بعنوان ابزاري براي کنترل تاريخ مندي بشمار مي آيد.
بطور کلي از نظر تورن وجود جنبشهاي اجتماعي يک امر عارضي براي جوامع نيست بطوري که يک نظام سياسي نمي‌تواند جنبشهاي اجتماعي را بعنوان عرضه خشونت آميز مطالباتي که عملا امکان پاسخگويي ندارد در نظر بگيرد و اگر چنين نگرشي به جنبشها بوجود آيد, آنگاه نظام سياسي از نمايندگي مردم باز مي ماند و اطمينان راي دهندگان به خود را از دست مي‌دهد. از طرف ديگر جنبشهاي اجتماعي نبايد کنش جمعي خود را به جبهه گيري محلي – طبقه اي تقليل دهند و به رغم سازمان دادن به خود و گسترش ستيزه‌ها بايد تمايل فرا طبقه اي داشته باشند. (حاجلي، 1386: 85-82).
مي توان افزايش شديد مشارکت توده اي در فعاليت سياسي را در رخ دادن چنين جنبش هايي مهم دانست و انگيزه چنين مشارکتي را نيز مخالفت گسترده با وضعيت موجود برشمرد. و اين نوع نارضايتي مردمي ممکن است ناشي از ايجاد شکاف ميان انتظارات مردم (در مورد سبک زندگي که احساس مي کنند بايد به آن نائل شوند) و توانائي آنها در تأمين اين انتظارات باشد. دانشمندان علوم اجتماعي اين پديده را محروميت نسبي مي‌خوانند، که اين دانشمندان کوشيده‌اند شرايط خاصي را که به شکل گيري نارضايتي توده اي و روي دادن خيزش هاي طغيان گرايانه منجر مي شود را شناسائي کنند. (فرونزو، 1381: 4).
موريس دوورژه جامعه شناس فرانسوي در کتاب جامعه شناسي سياسي در اين باره مي‌نويسد: تمايز ميان مبارزه در رژيم و مبارزه با رژيم به مفهوم حقانيت بستگي دارد, اگر کليه شهروندان رژيمي را حقاني بشمارند و اگر اين رژيم موضوع يک توافق عمومي واقع شده باشد پيکار در چهارچوب اصول و ساختار رژيم باقي مي ماند ولي اگر

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید