ز تکنولوژي مي‌تواند پلات فرم دو سويه اي را براي مباحث گسترده و راي دهي فراهم آورد و از سوي ديگر به شهروندان امکان بيان آراي خودشان را فراهم مي‌آورد. (Membrey, 2004, p:34)
[لي] نيز در توضيح اين مساله مدل زير را مطرح نموده است. از ديد ايشان اينترنت و فضاي ايجاد شده توسط آن موجبات ايجاد جنبش‌هاي خواهد شد كه نتايج گوناگوني را در بر خواهد داشت. (به شكل زير نگاه نماييد)

نويسنده اين پايان نامه معتقد است كه تحولات ايجاد شده كمك زيادي را به جنبش‌هاي اجتماعي نوين فراهم خواهد آورد. از ديد نگارنده اين مقاله، مهمترين فرصت، فرصتهاي همجواري مجازي است كه در فضاي مدرنيته به تدريج از بين رفت، با توجه به قابليتهاي جديد ايجاد شده، افراد در چت رم‌هاي مجازي در كنار هم قرار گرفته‌اند و مي‌توانند انديشه‌هاي مشابه خود را پيدا و طرح نمايند و اين تحول كليدي مهمي براي جنبش‌هاي اجتماعي است.
به هر صورت در اين پايان نامه بحث از اين موضوع است كه :
1. فضاي سايبر چه فرصت هاي ساختاري را براي شکل گيري جنبشهاي اجتماعي ايجاد ميکند؟
2. چگونه اين فرصت‌هاي ساختاري براي پيشبرد جنبشهاي اجتماعي بکار گرفته خواهد شد؟
3. چگونه فرصت‌هاي سايبري باعث پايان انسداد سياسي جنبش‌هاي سياسي خواهد شد؟
4. در واقع اين پژوهش به دنبال پاسخگويي به اين پرسش است که اين فضا چه فرصتهاي ساختاري ويژه‌اي را به وجود آورد که مي تواند بر جنبش‌هاي اجتماعي كمك كند..
حال با توجه به اين مقدمه سوالاتي طرح شده که در اين پژوهش سعي مي شود به آنها پاسخ داده شود که عبارتند از:
سوالات تحقيق:
1- فضاي سايبر چه فرصت هاي را براي رهبران و فعالان جنبش هاي اجتماعي براي بكارگيري ساختارهاي ملموس (انتقال هنجارها و ارزش‌هاي بديل) ايجاد كرده است؟
2- آيا استفاده از ساختارهاي ملموس مذكور مي‌تواند منجر به رفع موانع و ساختارهاي محدوديت ساز دولت‌هاي براي ايجاد جنبش‌هاي جمعي گردد؟
3- چگونه اين فرصت هاي ساختاري ملموس براي پيشبرد جنبش هاي اجتماعي به کار گرفته خواهد شد؟
اهميت و ضرورت:
يكي از روش‌هاي فعاليت زيست جهان در دموكراسي‌هاي مدرن روشي است كه توسط جنبش‌هاي اجتماعي در پيش گرفته شده است. جنبشهاي اجتماعي در مرز بين نظام و زيست جهان قرار دارد. از قواعد و شيوه‌هاي زندگي حفاظت مي‌كنند ونيز از جامعه مدني در برابر دست اندازيهاي نظام حمايت مي‌كنند‏ْْ، افزون بر اين جنبشهاي اجتماعي به ايجاد هويتهاي اجتماعي، دانش و اطلاعات مي‌پردازند.
آنها، آنگونه كه ايرمن و جيمسون اظهار مي‌دارند همانند يك قلمرو شناختي، فضاي اجتماعي جديدي هستند كه توسط تعامل پويا بين گروهها و سازمانهاي مختلف پر مي‌شوند. جنبشهاي اجتماعي دقيقا ارگانهايي هستند كه مشكلات را درك مي‌كنند و آنها را وارد دستور كار عمومي مي‌سازند. بر اين اساس جنبشهاي اجتماعي هدفشان ايجاد و انتشار اطلاعاتي است كه به طور مستقل از نيازهاي ادارات بازار پديد مي‌آيد.
به عبارتي مي‌توان گفت كه سازمانهاي جنبش اجتماعي تمايل دارند كه ساختار خود را با اهدافشان و ويژگيهاي گروههاي اجتماعي كه به دنبال بسيج‌شان هستند، منطبق سازند. با توجه به تغيير تكنولوژيك، توسعه اقتصادي، افزايش سطح آموزش وقت آزاد بيشتر يا به طوركلي فضاي سايبر، همگي منابع زيادتري را براي سازمانهاي جنبش اجتماعي توليد مي‌كنند. در اين بررسي با توجه به فرصت‌هاي ساختاري ايجاد شده در فضاي سايبرما مي‌توانيم با ابعاد مختلف تشكيل و يا انسداد جنبشهاي اجتماعي آشنا شويم.
اهداف تحقيق:
دراين پژوهش سعي محقق بر اين است كه بررسي كند:
* فرصتهاي ساختاري جديدي كه در فضاي وب لاگ‌ها صورت مي‌گيرد چگونه به ايجاد جنبشهاي اجتماعي در كشورهاي جهان سوم منجر مي‌شود و نيز همچنين بررسي اينكه فرصتهاي ساختاري ايجاد شده در فضاي وب لاگها چگونه موجبات انسداد جنبشهاي اجتماعي را فراهم مي‌كنند.
* در اين پژوهش نيز بررسي مي‌شود كه چگونه اين فرصتهاي ساختاري براي پيشبرد جنبشهاي اجتماعي به كار گرفته مي‌شوند.
* همچنين در اين پژوهش سعي مي‌شود كه راه‌هاي چگونگي تسهيل جنبش‌هاي اجتماعي از طريق حوزه عمومي ايجاد شده در فضاي سايبر شناسايي شوند.
* بررسي ديگري كه در اين پژوهش صورت مي‌گيرد اين است كه موانع ايجاد و كاربرد فضاهاي سايبري در شكل گيري و تداوم جنبشهاي اجتماعي چه عواملي مي‌تواند باشد.
سازماندهي تحقيق:
اين پژوهش شامل شش فصل مي باشد.
فصل اول مربوط به كليات تحقيق است كه مشتمل بر مقدمه ‏‏، طرح مسأله و اهميت و ضرورت و سوالات تحقيق.
فصل دوم به ادبيات تحقيق كه شامل پيشينه تحقيق و چهارچوب تئوريكي است پرداخته مي‌شود.
در فصل سوم که فصل روش شناسي است با توجه به روش به کار برده و مورد استفاده در اين پژوهش, جامعه آماري را مشخص و با ابزار گردآوري که همان پرسشنامه است به گردآوري اطلاعات مي پردازيم.
در فصل چهارم مرحله تجزيه و تحليل اطلاعات را انجام مي دهيم که متناسب با سطح داده‌ها از آزمونهاي آماري مناسب استفاده مي کنيم که عبارتند از روشهاي آمار توصيفي و براي آزمون فرضيات از آزمون T تست,خي دو و غيره استفاده مي شود ضمن اينکه کليه مراحل محاسبات تجزيه وتحليل اطلاعات بدست آمده بوسيله کامپيوتر و نرم افزار SPSS انجام مي‌گيرد.
در فصل پنجم از دادهاي بدست آمده نتيجه گيري کلي در مورد فرضيات را ارائه مي‌دهيم در اين فصل نشان داده مي‌شود کدام فرضيات رد يا کدام اثبات شده‌اند.

فصل دوم
چارچوب نظرى
در ارتباط با اينكه جنبش‌هاي اجتماعي چگونه شكل گرفته و اقدام مي‌نمايند ديدگاههاي نظري زيادي وجود دارد. در اين فصل ابتدا به معرفي ادبيات و پيشينه تحقيق پرداخته شده و در ادامه ديدگاههاي نظري موجود در اين زمينه بر اساس اهداف و سوالات تحقيق خود مي‌پردازيم.
پيشينه تحقيق
امروزه اطلاعات و فن‌آوري اطلاعات آنچنان بر جنبه‌هاي مختلف زندگي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي افراد و اجتماعات تاثير گذاشته است كه نمي‌توان از آن غفلت نمود. تاثير اطلاعات و فن‌آوري اطلاعات هم از جهت ايجاد فرصتهاي طلايي جديد و هم از نظر چالشهاي سياسي قابل مطالعه است. بدون شك جهاني شدن اقتصاد، فرهنگ، سياست و بسياري از تحولات مدرن بدون توجه به فن آوريهاي اطلاعاتي قابل تصور نيست. فن آوري اطلاعات بسياري از محدوديتهاي زماني و جغرافيايي را از بين برده است و افراد بدون توجه به مرزهاي جغرافيايي مي‌توانند با هم ارتباط برقرار كنند و به مبادله اطلاعات بپردازند.

تحقيقات خارجي
كتاب جماعت مجازي (1993)نوشته هوارداينگولد از نخستين و معروفترين پژوهش‌هايي است كه در طي يكدهه اخير و در اوايل دهه نود ميلادي در نخستين مراحل جهاني شبكه اينترنت به بررسي تاثيرات سياسي و اجتماعي اين شبكه پرداخته است.
راينگولد كه از سال 1985بعنوان عضو يك جماعت مجازي به برقراري ارتباط روزمره با ديگر اعضاي شبكه از طريق كنفرانس از راه دور پست الكترونيك و گروه خبري مي‌پرداخت. ماحصل تجريبات خود را در تدوين نظريه‌اي دربارة تاثيرات اينترنت در تقويت و تحكيم دمكراسي و ايجاد اشكال جديدي از مشاركت سياسي شهروندان در يك حوزه عمومي مجازي به كار گرفت.
تز اصلي كتاب راينگولد كه بصورت الكترونيك هم منتشر شده اين است كه اينترنت ممكن است عصر جديدي از دمكراسي مشاركتي و شورايي را در مقام حوزه عمومي سياسي پديد آورد. به نظر جماعات مجازي در حال رشد در اينترنت مي‌توانند به شهروندان در احياء ابعاد از دست رفته دمكراسي و ايفاي نقش جدي‌تر مردم در فرايند سياسي كمك كنند.
دمكراسي نوين مشاركتي كه راينگولد بدان اشاره مي‌كند صورتي از دمكراسي است كه برخي آن را آرمانشهري خوانده و به آن آتن بدون بردگان لقب داده اند. دولتشهر آتني مدرن به شكل يك جماعت مجازي در اينترنت ظاهر مي‌شود. اين شبكه نقش آگواري آتني را به عهده مي‌گيرد كه در درون آن شهروندان آزاد به مباحثه دربارة امور عمومي جامعه مي‌پردازند. (Rheingold,1999,pp121_133)
راينگولد در كتاب خود ضمن طرح ديدگاه‌هاي مختلف درباره تاثيرات متقابل ارتباطات رايانه‌اي و سياست دمكراتيك با كاربرد مدل حوزه عمومي هابرماس بي آنكه روش شناسي دقيقي در كار باشد چنين نتيجه مي‌گيرد كه فن‌آوري نوين ارتباطي در صورتي كه بدرستي از جانب شهروندان شناخته و به كار برده شود داراي پناسيل دمكراتيك زيادي است. همانطور كه رسانه‌هاي چاپي قرون گذشته در روند مردم سالاري نقش برجسته‌اي ايفا مي‌كردند. كتاب راينگولد نقطه عطفي در ادبيات مربوط به تاثيرات و ابعاد اجتماعي و سياسي اينترنت به شمار مي‌آيد، زيرا از نخستين تحليل‌هاي معتبر و شناخته شده‌اي است. كه از ايده حوزه عمومي بعنوان مدلي براي تبيين ارتباط بين اين دو پديده سود برده است. هر چند برخي از يافته‌هاي راينگولد همچنان اعتبار خود را حفظ كرده است. ولي بسياري از ايده‌هاي وي كه با بهره گيري از تجريبات شخصي او در دوران اوليه رشد و همه گير شدن اينترنت حاصل آمده اكنون نيازمند بازنگري و نقد افزودن ابعاد نوظهور ارتباطات رايانه‌اي است
مارك پوستر دانشمند استراليايي مقيم امريكا كه از سالها پيش در زمينه تعاملات فن‌آوري ديجيتالي و روندهاي اجتماعي و سياسي سرگرم پژوهش و آموزش است در سال 1999در مقاله‌اي درباره سايبر دمكراسي نوشت. ايده هابرماسي حوزه عمومي را در مطالعه اينترنت بايد كنار گذاشت زيرا اينترنت بگونه‌اي سيستماتيك، فضايي مناسب براي احياء حوزة عمومي است. (poster,1999,p 11)
اين ديدگاه پوستر تفاوت فاحشي با نظرياتي دارد كه وي در سال 1997در تحقيقي بنام (سايبر‍ دمكراسي، اينترنت و حوزة عمومي) مطرح كرد و در آن وجود شرايطي چون دسترسي همگاني، نامتمركز بودن ارتباط در اينترنت و فراهم بودن فضايي براي مباحثة شهروندان را دليلي بر امكانپذيري ايفاي نقش اين شبكه در مقام حوزة عمومي دانست.
پوستر در تحقيقات اولية خود اتخاذ رهيافتي تازه در مطالعه دمكراسي را با توجه به ظهور شبكة اينترنت ضروري دانسته و در عين حال مفهوم حوزة عمومي را (قلب و محور صورت بندي نظري تازه‌اي دربارة دمكراسي) معرفي كرده بود، ليكن در نوشته‌هاي اخيرش كاربرد مفهوم حوزة عمومي را در مطالعة اينترنت نارسا خوانده و خواستار رها كردن آن است. به عقيدة پوستر مدرنسيت‌ها تصور مي‌كنند كه اينترنت ابزاري بيش نيست در حالي كه چنين نيست و نمي‌توان گفت كه ارتباطات رايانه‌اي بويژة اينترنت فن آوري‌هاي خنثي و بي طرفي هستند. وي در نتيجه گيري از بحث خود مي‌نويسد: سوال مهمي كه در مطالعه اينترنت بايد پرسيد اين است كه آيا انواع جديدي از روابط در درون شبكة اينترنت پديد آمده يا خواهد آمد كه موجب ظهور اشكال تازه‌اي از قدرت سياسي بين افراد در حال ارتباط گردد؟ poster,1997,p7) )
نكتة جالب توجه اين است كه اين سوال خود از دريافتي تلويحي از مفهوم حوزة عمومي نشات مي‌گيرد، لذا مي‌توان ادعا كرد كه تمايل پوستر به رد و رها كردن مفهوم حوزة عمومي در مطالعه اينترنت تا حدودي عجولانه است بويژه آنكه هيچ يك از نتايج بررسي وي چنين ارزيابي يك جانبه و مطلقي را الزامي نمي‌سازد.
ايوند وارد در مقاله پژوهشي (چگونه مي‌توانيم دمكراتيك شويم، اينترنت، حوزه عمومي و گفتگوي جمعي) در سال 1997 بعكس اشنايدر وجه تعاملي رابطه شهروندان و دولت در اينترنت را در كانون خود قرار داد. ايوند اين پرسش را مطرح كرد كه (آيا شبكه اينترنت مي‌تواند ابزاري براي افراد خصوصي باشد تا با استفاده از آن بر دولت و قدرت سياسي نفوذي دمكراتيك اعمال

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید