محسوب می شود. این هزینه ها را هزینه منابع نیز می نامند. اگر هزینه های اجرای فعالیت ها با هم جمع شوند، هزینه مستقیم پروژه نیز به دست می آید. هزینه مستقیم اجرای پروژه، با کاهش مدت اجرای پروژه، افزایش می یابد.
2-4-8-2- هزینه های غیر مستقیم پروژه
تمام هزینه هایی که مستقیماً و به طور مشخص نتوان به اجرای یک فعالیت مربوط و منسوب نمود، جزء هزینه غیر مستقیم یا بالاسری پروژه محسوب می شوند. مهم ترین اقلام هزینه غیر مستقیم، عبارتند از: حقوق و دستمزد مدیر پروژه، کارشناسان تیم پروژه و کارشناسان برنامه ریزی و کنترل پروژه، اجاره، امور دفتری و اداری، بهره، جرایم ناشی از دیرکرد در اتمام به موقع پروژه، درآمدهای ناشی از خاتمه زودتر از موعد پروژه و مانند این ها.
از آنجا که تاثیر جرایم ناشی از دیرکرد در اتمام به موقع پروژه و درآمدهای حاصل از خاتمه زودتر از موعد تعهد شده بر هزینه کل پروژه، متفاوت و به عبارت بهتر برعکس تاثیر مقادیر سایر اقلام هزینه غیر مستقیم می باشد، برخی از صاحبنظران مدیریت پروژه و سیستم برنامه ریزی و کنترل پروژه، این گونه هزینه ها را تحت عنوان هزینه های بهره برداری، از سایر اقلام هزینه غیر مستقیم پروژه مجزا کرده اند. هزینه غیر مستقیم پروژه با مدت اجرای آن، رابطه مستقیم دارند.
شرایط قراردادهای استفاده از برخی اقلام هزینه های غیر مستقیم انند حقوق و دستمزد مدیران و کارشناسان و هزینه اجاره و بهره ممکن است به گونه ای باشد که با خاتمه زودتر از موعد پیش بینی شده پروژه نتوان متناسب با مدت کاسته شده از پروژه، از پرداخت آن ها معاف بود.
2-4-8-3- هزینه کل پروژه
مجموع هزینه های مستقیم و غیر مستقیم پروژه و هزینه های بهره برداری آن را هزینه کل اجرای پروژه می گویند. در شکل (2-5)، منحنی هر یک از هزینه های مستقیم (در وضعیت حداقل و حداکثر آن)، غیر مستقیم و کل پروژه نشان داده است.
در منحنی حداکثر هزینه مستقیم پروژه، تمام فعالیت ها و به جز فعالیت های مسیر بحرانی به طور فشرده اجرا می شوند.

شکل (2-5): منحنی های هزینه پروژه
2-4-8-4- تغییرات مجموع هزینه ها و نقطه زمان بهینه
از آنچه در مورد روند تغییرات هزینه و محدودیت های زمان ها گفته شده، این نتایج به دست می آیند که در صورتی که زمان های معمولی برای اجرای فعالیت ها در نظر گرفته شوند، مدت زمان برای اجرای طرح، در حداکثر و هزینه های مستقیم فعالیت های پروژه در حداقل مقدار ممکن خواهند بود. در اینجا با توجه به اینکه مدت زمان اجرای طرح، حداکثر می باشد، هزینه های بالاسری (غیر مستقیم) نیز که با زمان اجرای طرح رابطه مستقیم دارند، در حداکثر مقدار ممکن قرار می گیرند. در نهایت، اجرای فعالیت ها در حداقل زمان ممکن (زمان شکسته) هزینه های مستقیم فعالیت ها و در نتیجه هزینه های مستقیم پروژه به حداکثر ممکن افزایش یافته، ولی زمان کل اجرای پروژه به نقطه کمینه (حداقل) خود خواهد رسید. در این شرایط که زمان پروژه در مقدار کمینه خود باشد، هزینه های غیر مستقیم نیز در حداقل خواهند بود. بین این دو نهایت، نقطه ای بهینه برای اجرای پروژه وجود خواهد داشت که در آن جمع هزینه های مستقیم و غیر مستقیم در کمترین مقدار خود قرار گرفته و در نتیجه این نقطه از زمان، نقطه اقتصادی یا بهینه برای اجرای پروژه خواهد بود. در شکل (2-6) با نمایش منحنی های هزینه های مستقیم و غیر مستقیم و منحنی جمع هزینه ها (یا منحنی هزینه کل پروژه)، نقطه بهینه برای اجرای پروژه نشان داده شده است.
قابل توجه است که سرعت تغییرات هزینه کل، در حدود نقطه بهینه معمولاً ناچیز می باشد. به عبارت دیگر منحنی هزینه کل، در کل نقطه بهینه، نسبت به تغییرات زمان دارای حساسیت زیادی نمی باشد. بنابراین، مدیریت پروژه به طور معمول از این آزادی عمل برخوردار است که با توجه به شرایط و امکانات عملی اجرای کال، زمان پروژه را نسبت به نقطه بهینه تعیین شده، تا حدود مشخصی تغییر دهد، بدون آنکه در هزینه کل پروژه افزایش محسوسی ایجاد گردد. قابل ذکر است که نقطه بهینه برای اجرای پروژه (D)، لزوماً در محل تلاقی منحنی های هزینه های مستقیم و غیر مستقیم قرار نمی گیرد، بلکه بنابر نوع و فرمول تغییرات این دو هزینه در مقابل تغییرات زمان، نقطه D، در فاصله بین Dn و Df واقع می گردد. در اینجا زمان های Df‌ و Dn‌ به ترتیب مربوط به حداقل و حداکثر زمان های ممکن برای اجرای پروژه (و نه برای اجرای فعالیت) می باشند.

شکل (2-6): نمودار هزینه کل
2-5- روش های کلاسیک تخصیص و تسطیح منابع
2-5-1- مدل های رایج در برنامه ریزی و کنترل پروژه
2-5-1-1- مدل های با محدودیت زمانی
در بسیاری از پروژه ها به دلایل مختلف، ممکن است تاریخ تکمیل، تعیین شده باشد یا رعایت زمان محاسبه شده از مسیر بحرانی، مهمترین دلمشغولی برنامه ریزان پروژه باشد. در چنین مدل هایی در بررسی کلاسیک فرض می شود که میزان نامحدودی منبع در اختیار است و کوشش می شود که با برنامه ریزی مناسب فعالیت ها، منابع به روش بهینه ای مورد استفاده قرار بگیرند. در چنین مدلی هدف، عبارت از تعیین برنامه زمان بندی بهینه است به نحوی که با امکان پذیر نمودن اجرای پروژه در تاریخ تعیین شده، میزان اضافه هزینه در مقایسه با یک تخصیص مسطح در حداقل مقدار ممکن باشد.
2-5-1-2- مدل های با محدودیت مالی
در این مدل عامل مزان نامحدود بوده و عامل قابل تغییر، بودجه قابل مصرف برای تکمیل پروژه در تاریخ تعیین شده است. در این مدل به عکس مدل قبلی، عامل زمان قابل تغییر بوده، در عوض منابع قابل دسترسی برای تکمیل پروژه محدود است. در چنین مدلی هدف یافتن بهترین ترکیب فعالیت است، به صورتی پروژه در زودترین تاریخ ممکن قابل تکمیل شدن باشد ولی میزان استفاده از هیچ منبعی از حداکثر مقدار تعیین شده برای آن منبع، تجاوز ننماید.
2-5-1-3- مدل های بدون محدودیت در زمان و هزینه
در شرایطی ممکن است تعیین زمان مناسب برای تکمیل پروژه به عهده برنامه ریز گذاشته شده باشد. به این معنی که با صرف هزینه ای مناسب برای اجرای پروژه موافقت شده باشد ولی تعیین میزان هزینه و در نتیجه تعیین تاریخ مشخصی برای تکمیل که به ازای آن، این هزینه صرف خواهد شد به عهده برنامه ریزی گذاشته شده باشد. در این شرایط، عاملی که باید به حداقل برسد، جمع هزینه های پروژه است. در صورتی که پروژه را در زمانی طولانی انجام دهند، هزینه های مربوط به سرمایه در بند، جریمه تاخیر و بسیاری هزینه های غیر مستقیم دیگر، افزایش خواهند یافت. در مقابل در صورتی که زمان پروژه بیش از اندازه کوتاه شود، هزینه های مستقیم مربوط به استفاده از منابع زیاد خواهند بود. در بین این دو حد، زمان های بسیار کوتاه و بسیار بلند، زمانی بهینه برای انجام پروژه وجود خواهد داشت که به ازای آن جمع هزینه ها در حداقل ممکن خواهد بود. در این مدل هدف تعیین زمان اقتصادی برای اجرای پروه است که به ازای آن جمع هزینه های مستقیم وغیر مستقیم در حداقل ممکن باشد.
به چند دلیل این مدل در روش های جدید برنامه ریزی و کنترل پروه مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. اول به دلیل بی توجهی طی سال های گذشته و موجود نبودن روابط ریاضی و مقادیر کمی مناسب برای مفاهیم کیفی و انتزاعی موجود در این مدل، به عبارت دیگر هنگامی که دو برنامه متفاوت با دو زمان و هزینه متفاوت برای یک پروژه وجود داشت، امکان مقایسه کاملاً دقیق بین این دو جواب مساله وجود نداشت. مشکل دیگر آن بود که اصولاً به جز روش سعی و خطا و بررسی های فردی، روش مدون دیگری برای تولید جواب های برنامه های مختلف برای یک پروژه وجود نداشت.
این روزها با ارائه الگوریتم های گوناگون برای تولید جواب های مختلف و معیارهای مختلف برای مقایسه این جواب ها و همین طور پیچیده تر شدن رقابت اقتصادی و نیاز به جواب های بهینه برای یک پروژه، این مدل یا رویکرد به برنامه ریزی و کنترل پروژه اهمیت بیشتری یافته است. دیگر تنها تحلیل برنامه ریزها، درباره مسیر بحرانی نیست، بلکه برنامه ریزها تمایل دارند برنامه هایی با مدت زمان ها و هزینه های متفاوت را ببینند و با توجه به محدودیت های واقعی منظور نشده در مدل، جواب مناسب پروژه را انتخاب کنند.
کوشش های جدید دانشمندان در این حیطه، بیشتر در این زمینه متمرکز شده است تا روش های مناسب تری برای تولید جواب ها یا مقایسه ارزش های جواب ارائه دهند که با صرف زمان کمتر نتایج بهتری را به دست دهد.
2-5-2- رویکردهای مختلف به استفاده از منابع
در این رویکرد کوشش می شود تا با جابجایی در فعالیت های غیر بحرانی که دارای شناوری هستند نموداری از توزیع روزانه منابع ایجاد شود تا مقدار منبع مصرفی در فعالیت های پروژه از حد مجاز تجاوز نکنند. در دهه های اخیر به منظور تسطیح منابع، الگوریتم های متفاوتی پیشنهاد شده اند. این الگوریتم ها معمولاً با پیشنهاد ها معمولاً با پیشنهاد یک سری قوانین ارجحیت در ترتیب بندی فعالیت ها آغاز می شوند. قوانین ارجحیت، مشخصات مختلف فعالیت ها را مورد مقایسه قرار داده، بر مبنای این مقایسه در شرایطی که دو یا چند فعالیت از یک پروژه قابل اجرا باشند، فعالیتی را که مناسب است زودتر از همه اجرا شود، معرفی می نمایند. در این روش ها فرض بر این است که محدودیتی در میزان منبع در دسترس وجود دارد و میزان منابع مورد استفاده باید کمتر از منابع قابل حصول باشد. در شکل (2-7) یک نمودار نیاز به منبع پیش از تسطیح، بعد از تسطیح و مقایسه آن با محدوده روزانه منبع نشان داده شده است.

شکل (2-7): توزیع منبع قبل و بعد از تسطیح
2-5-2-2- تخصیص منابع
در این حالت لازم است فعالیت ها به صورتی برنامه ریزی شوند که در ضمن تامین نیازهای فعالیت های مختلف، خواسته های کارفرما را نیز تامین کند و همچنین در هیچ موقعیتی سطح منابع مورد نیاز از حد قابل دسترسی بالاتر نباشد. در چنین شرایطی ممکن است لازم باشد زمان پروژه از حداقل مقدار ممکن طولانی تر گردد. باید با استفاده از روش های ریاضی یا الگوریتم هایی با رعایت شرط محدودیت سطح منابع، پروژه را برای اجرای در کوتاه ترین زمان ممکن برنامه ریزی نمود.
2-5-3- الگوریتم تسطیح منابع محدود
این روش که قدیمی ترین روش تخصیص منابع محدود است، یک روش مکاشفه ای است که بعد از ایجاد نمودار مسیر بحرانی برای یک پروژه به کار می رود. در این روش برای هر لحظه زمانی، مجموعه فعالیت های قابل اجرای منطقی را تعیین می کنیم. سپس مجموعه فعالیت هایی را که زودترین تاریخ شروع آن ها برای زمان جاری است به ترتیب صعودی دیرترین تاریخ تاریخ شروع از بین مجموعه اول مرتب می کنیم. در صورت تساوی بین دیرترین تاریخ شروع دو فعالیت، آن ها را به ترتیب طول زمان اجرا ردیف می کنیم. سپس از بین این لیست به ترتیب، شروع به برنامه ریزی فعالیت ها می کنیم و در صورتی که برای اجرای فعالیتی منبع باقیمانده کافی در دسترس نباشد، از برنامه ریزی آن فعالیت صرفنظر می کنیم. هر بار یک واحد به زمان جاری اضافه می کنیم تا کل فعالیت ها برنامه ریزی شوند و فعالیتی باقی نماند. شکل (2-8) نمودار مربوط به این الگوریتم را نشان می دهد.
در این الگوریتم گزاره های زیر همواره درست فرض می شوند.
• مقادیر حداکثر منابع قابل دسترس در مقاطع مختلف زمان اجرای پروژه مشخص است.
• انقطاع در اجرای یک فعالیت مجاز نیست. به این معنی که اگر فعالیت آغاز شده باشد، باید اجرای آن تا تکمیل فعالیت به طور مداوم ادامه یابد.
• مقادیر منبع لازم برای هر فعالیت باید معین و در طول زمان اجرای پروژه ثابت باشد.

شکل (2-8): فلوچارت الگوریتم تسطیح منابع محدود
2-5-4- روش برگس برای تسطیح منابع
روش برگس یک روش مکاشفه ای برای تسطیح منابع است. این

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید