دادههاي اين ماتريس سپس توسط نرمافزارهاي76NTSYS 2.02e و PopGene 1.3277 مورد تجزيه قرار گرفتند. قبل از هر کار آزمون منتل78 براي گزينش مناسب‌ترين ماتريس تشابه از ميان ضرايب تشابه دايس، جاکارد و تطابق ساده انجام گرديد و هر کدام که بالاترين ضريب همبستگي کوفنتيکي را دارا بود، براي گروه‌بندي ژنوتيپ‌ها انتخاب شد. تجزيه خوشه‌اي ژنوتيپ‌هاي مورد مطالعه با استفاده از ماتريس تشابهي که داراي بالاترين ضريب کوفنتيکي بود به روش‌هاي مختلف تجزيه خوشه‌اي صورت پذيرفت. جهت بررسي ارتباط بين نشانگرها و مهمترين ويژگي‌هاي تحمل به شوري از رابطه‌ غير خطي لجستيک (مخصوص مشاهدات دو تايي) استفاده شد. در اين رابطه که هم در شرايط بدون تنش و هم شرايط تنش انجام شد، مشاهدات مربوط به نشانگرها بعنوان متغير تابع و ساير ويژگيها به عنوان متغير مستقل در نظر گرفته شدند. شاخص‌هايي که براي ارزيابي تنوع ژنتيکي ژنوتيپ‌هاي سورگوم محاسبه شدند، شامل تعداد آلل‌ها در هر مکان ژني، تعداد آلل‌هاي موثر، محتواي اطلاعات چندشکلي، شاخص شانون، هموزيگوسيتي و هتروزيگوسيتي قابل انتظار، هموزيگوسيتي و هتروزيگوسيتي مشاهده شده بودند.
3-7-2-1- محتواي اطلاعات چندشکلي
مقدار شاخص PIC، به صورت ميانگيني از PICهاي بدست آمده از تمامي باندهاي آن نشانگر در کل جمعيت و در گروه‌هاي تفکيکي، با استفاده از رابطه زير محاسبه شد (بوتستين79، 1980).

PICij= 1-? (Pij2)
Pij = فراواني j امين آلل از i امين نشانگر

3-7-2-2- محاسبه تعداد آلل مشاهده شده (Na) و تعداد آلل مؤثر (Ne)
تعداد آلل‌هاي مشاهده شده و تعداد آلل‌هاي مؤثر، براساس روش کيمورا و کراو80 (1964) و همچنين هتروزايگوسيتي مورد انتظار با استفاده از روش لون81 (1949)، با استفاده از نرم‌افزار Popgene 1.32، براي تمامي ژنوتيپ‌هاي مورد مطالعه محاسبه شدند.

3-7-2-3- محاسبه تنوع ژنوتيپي
تنوع ژنتيکي بر اساس شاخص اطلاعاتي شانون به روش لوونتين82 (1972) و با استفاده از نرم‌افزار Popgene 1.32 براي تمامي ژنوتيپ‌هاي مورد مطالعه محاسبه شد.

I= – ? Pi ln Pi
I = شاخص شانون
Pi= نسبت فراواني درون گونه‌اي گروه i ام

3-7-2-4- تجزيه خوشه‌اي83
تجزيه خوشه‌اي، براساس ضريب جاکارد و به روش UPGMA در ارقام مورد مطالعه، انجام پذيرفت و گروهبندي براساس زمينه ژنتيکي آن‌ها صورت گرفت. کليه مراحل تا رسم دندروگرام84 توسط نرم‌افزار NTSYS 2.02 انجام شد. جهت تأييد تجزيه خوشه‌اي، ضريب همبستگي کوفنتيک با استفاده از نرم‌افزار NTSYS 2.02 محاسبه شد.

3-7-2-5- تجزيه به مؤلفه‌هاي اصلي (PCA)
تجزيه به مؤلفه‌هاي اصلي براي داده‌هاي مولکولي با استفاده از نرم‌افزار NTSYS 2.02 انجام شد و نمودارهاي دو بعدي براي دو مؤلفه اصلي با استفاده از همين نرم‌افزار رسم شد.

فصل چهارم
نتايج و بحث

4-1 – آزمايش اول : تجزيه و تحليل داده‌ها در مرحله گياهچهاي
4-1-1- آمار توصيفي برآورد اجزاء واريانس، دامنه تغييرات، ضرايب تنوع و توارثپذيري عمومي صفات مورد بررسي
آمار توصيفي مربوط به صفات مورد مطالعه در ژنوتيپ‌هاي مورد بررسي شامل: ميانگين، دامنه تغييرات، واريانس ژنتيکي، ضرايب تنوع فنوتيپي و ژنوتيپي و وراثت‌پذيري عمومي در جدول 4-1 آورده شده است. همانگونه که ملاحظه مي‌گردد مقايسه ميانگين وزن خشک برگ در حالت عدم تنش نسبت به حالت تنش، کاهش در اثر تنش شوري را نشان ميدهد. با افزايش تنش شوري صفات مورفولوژيکي روند نزولي را نشان دادند. ميانگين سطح برگ در حالت شاهد (عدم تنش ) 60/10 سانتي‌مترمربع و در حالت تنش 60/8 سانتي‌مترمربع بود که کاهش 18 درصدي نسبت به حالت عدم تنش را نشان مي‌دهد. با افزايش تنش شوري، ميزان پرولين و قندهاي محلول افزايش نشان دادند، بطوريکه ميانگين پرولين در شرايط عدم تنش (شاهد) 34/2 ميکرومول بر گرم وزن تر برگ و در حالت تنش 30/8 ميکرومول بر گرم وزن تر برگ بود که افزايش 71 درصدي را نسبت به حالت عدم تنش نشان مي‌دهد. با افزايش تنش شوري، عناصر معدني به جزء پتاسيم برگ روند صعودي را نشان دادند. ميانگين پتاسم برگ در حالت عدم تنش 49/34 ميلي‌گرم بر گرم وزن خشک برگ و در شرايط تنش 34/11 ميلي گرم بر گرم وزن خشک برگ بود، که کاهش67 درصد را نسبت به حالت عدم تنش نشان داد. ميانگين منيزيم، کلسيم و سديم برگ در حالت تنش به ترتيب افزايش 66 ، 45 و 86 درصدي را نسبت به حالت عدم تنش نشان دادند. دامنه تغييرات وزن خشک ريشه در حالت شاهد و نسبت به حالت تنش، اختلاف 49/1 را نشان داد. تفاوت دامنه تغييرات براي صفات سطح برگ، وزن خشک برگ، طول ساقه و پتاسيم در حالت عدم تنش نسبت به تنش به ترتيب 82/5، 17/0، 7/0 و 89/37 بود. دامنه کل تغييرات براي اکثر صفات طيف وسيعي را نشان داد که بيانگر وجود تنوع بالا بين ارقام مورد بررسي ميباشد. بيشترين واريانس ژنتيکي در حالت تنش به ترتيب مربوط به پتاسيم (00/220) ، قندهاي محلول (0/121) و سديم (76/102) و کمترين واريانس ژنتيکي مربوط به وزن خشک برگ و وزن خشک ريشه بود. بر طبق نظر روزلي و هامبلين85 (1981) اگر واريانس ژنتيکي در محيط تنش بزرگتر از شرايط بدون تنش باشد، انتخاب در محيط تنش از بازدهي ژنتيکي بالاتري نسبت به انتخاب در شرايط بدون تنش و انتخاب در دو محيط برخوردار خواهد بود. واريانس ژنتيکي سديم، نسبت سديم به پتاسيم، منيزيم و کلسيم برگ در شرايط تنش بزرگتر از شرايط بدون تنش بود، بنابراين، انتخاب اين صفات در شرايط تنش از نظر ژنتيکي بازدهي بالاتري نسبت به شرايط عدم تنش داشت. بيشترين ضريب تنوع ژنوتيپي و فنوتيپي در بين صفات مورفولوژيکي مربوط به وزن خشک ريشه در حالت عدم تنش و وزن خشک برگ در حالت تنش و کمترين ضريب تنوع فنوتيپي و ژنوتيپي در بين صفات مورفولوژيکي در حالت تنش و عدم تنش مربوط به طول ساقه بوده است. در بين صفات فيزيولوژيک، پرولين بيشترين ضريب تنوع ژنوتيپي و فنوتيپي را در شرايط تنش (1/52) و عدم تنش (8/41) به خود اختصاص داده است. در بين عناصر معدني، غلظت منيزيم بيشترين و پتاسيم کمترين تنوع ژنوتيپي و فنوتيپي را در شرايط تنش و عدم تنش به خود اختصاص داده است. ضريب تغييرات ژنتيکي صفات نشان داد که تنوع موجود در صفات مختلف متفاوت است. در بعضي صفات تنوع زياد و در بعضي صفات تنوع کمي وجود دارد. مسلماً هر چه تنوع موجود در صفات بيشتر باشد انتخاب در آنها از کارايي بالاتري برخوردار خواهد بود. زمانيکه ميزان وراثتپذيري، ضريب تغييرات فنوتيپي و ژنوتيپي پايين باشند نشاندهنده اين است که ارزش اصلاحي صفات در آنها پايين است. ضرايب تنوع فنوتيپي براي کليه صفات بيشتر از ضرايب ژنتيکي بوده، ولي در اکثر موارد اختلاف جزئي داشتند. بنابراين، استنباط مي‌شود که در برآورد اين پارامترها، اثر محيط در بيشتر موارد اندک بوده است (استيلاي 86و همکاران، 1992). وراثت‌پذيري نسبتي از تنوع فنوتيپي است که توسط عوامل ژنتيکي ايجاد شده است. در بين صفات مورفولوژيک، بيشترين وراثت‌پذيري مربوط به وزن خشک برگ (21/97 درصد) و وزن خشک ريشه (76/99) به ترتيب در شرايط تنش و عدم تنش و کمترين ميزان وراثت پذيري مربوط به وزن خشک ريشه (64/85 درصد) و طول ساقه (48/89) به ترتيب درشرايط تنش و عدم تنش مي‌باشد. پرولين در شرايط تنش و عدم تنش درصد بالايي از وراثت پذيري را به خود اختصاص داده است. در ميان عناصر معدني سديم برگ با (14/99 درصد) و (10/ 97 درصد) داراي بيشترين وراثت‌پذيري در شرايط تنش و عدم تنش مي‌باشد. وراثت‌پذيري تمامي صفات به جز وزن خشک ريشه و طول ساقه بالاتر از 90 درصد بودند که اين نتيجه نشان دهنده اين است که قسمت اعظم صفات مورد نظر قابل انتقال به نتاج ميباشند. گارسيا 87و همکاران (1997) در مطالعه روي دو توده برنج ميزان وراثتپذيري غلظت يون سديم و پتاسيم در اندامهاي هوايي را به ترتيب 42 و 52 درصد گزارش نمودند. هوشمند (1373) وراثت‌پذيري عمومي صفت تعداد برگ در گياه سورگوم را 8/36 درصد برآورد کرد.

جدول 4-1- آمار توصيفي، برآورد ضرايب تنوع فنوتيپي، ژنوتيپي و قابليت توارث‌پذيري عمومي براي صفات مورفولوژيک، بيوشيميايي و عناصر معدني در شرايط تنش و بدون تنش
وراثت پذيري عمومي (%)
ضريب تنوع فنوتيپي (%)
ضريب تنوع ژنوتيپي (%)
واريانس ژنتيکي
دامنه تغييرات
ميانگين

تنش
عدم تنش
تنش
عدم تنش
تنش
عدم تنش
تنش
عدم تنش
تنش
عدم تنش
تنش
عدم تنش
صفات مورد بررسي

21/97
93/95
9/44
5/33
5/44
7/35
0033/
017/
21/
38/
129/
395/
وزن خشک برگ (گرم)

64/85

76/99

2/41

6/114
6/38

5/114
0014/
519/
17/
66/1
097/
629/
وزن خشک ريشه (گرم)

12/86
48/89
61/9
4/19
8/8
7/14
089/
423/
2/2
90/2
35/3
40/4
طول ساقه‌ (سانتي‌متر)

41/92

23/94

1/16

77/23
7/15
2/23
83/1
08/6
37/4
19/10
60/8
60/10
سطح برگ (سانتي‌متر)

56/98
43/94
2/36
3/29
0/36
6/28
0/121
56/19
04/36
11/17
55/30
46/15
قندهاي محلول (ميکرو گرم بر گرم وزن تر)

40/99
58/97
2/52
1/42
1/52
6/41
68/18
954/
77/11
88/2
30/8
34/2
پرولين (ميکرو مول بر گرم وزن تر)

54/93
71/93
4/37
17/43
0/37
0/43
0/220
61/17
14
89/51
34/11
49/34
پتاسيم (mg/g dry)

10/97
14/99
5/50
99/64
8/48
89/62
7/102
12/3557
281.6
63/39
08/122
11/16
سديم (mg/g dry )

57/97
63/95
6/103
4/83
0/114
43/80
95/1
1412/
33/5
55/1
36/1
46/
منيزيم(mg/g dry)

10/93

8/96

03/92

1/95
8/48

63/93
2/62

64/79
0/47

1/92
93/62

87/77
29/16

4/189
55/8

196/
67/15

72/55
1/13

90/1
57/8

93/14
64/4

057/
کلسيم (mg/g dry)
نسبت سديم به پتاسيم

4-1-2 -تاًثير شوري برصفات مورفولوژيکي ارقام مختلف سورگوم
4-1-2-1- طول ساقه
نتيجه حاصل از تجزيه واريانس (جدول 4-2) نشان داد که اثر رقم، شوري و بر همکنش آنها براي صفات طول ساقه، سطح برگ، وزن خشک برگ و وزن خشک ريشه در سطح يک درصد معني‌دار بود. نتايج تجزيه واريانس به شيوه برش‌دهي (جدول 4-3) نيز نشان داد که ارقام در هر سطح شوري براي کليه صفات مورفولوژيکي تفاوت معني‌داري در سطح يک درصد دارند. مقايسه ميانگين برهمکنش ارقام و شوري (جدول4-4) نشان داد که با افزايش سطوح مختلف شوري طول ساقه در ارقام سورگوم کاهش داشت. در تيمار شاهد، کمترين ميزان طول ساقه به رقم HTS (18/3سانتيمتر ) و بيشترين طول ساقه به رقم Sor834 ( با ميانگين 40/5 سانتيمتر ) تعلق داشت. رقم HTS و Sor834 تفاوت معنيداري در سطح شوري صفر با هم داشتند. در سطح شوري 5 دسي‌زيمنس برمتر رقم MTS با ميانگين 30/4 سانتي‌متر بيشترين و رقم HTS با ميانگين 90/2 سانتي‌متر کمترين طول ساقه را به خود اختصاص دادند.
اين دو رقم اختلاف معني‌داري در سطح شوري 5 درصد با هم داشتند. در سطح شوري 10 دسي‌زيمنس بر متر کمترين طول ساقه به رقم HTS با ميانگين73/2 سانتيمتر و بيشترين آن به رقم Sor834 با ميانگين4 سانتيمتر مي‌باشد. رقم Sor834 بيشترين ميزان طول ساقه را در سطح شوري 20 دسي‌زيمنس بر متر با ميانگين 90/3 سانتيمتر و رقم HTS کمترين ميزان طول ساقه را با ميانگين 50/2 سانتيمتر را به خود اختصاص داد. اين دو رقم نيز تفاوت معنيداري با هم در اين سطح شوري با هم داشتند. در اين آزمايش، طول ساقه با افزايش تنش

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید