ns
841/-**
1
830/0-**
731/- **
397/0 ns
529/ **
368/ ns

255/ ns
910/ **
پتاسيم

793/ **
280/ ns
1
764/- **
**725/
728/ **
080/ ns
673/- **

342/- ns

081/- ns
168/- ns

منيزيم

176/ ns
1
261/ ns
680/- **
118/ ns
475/ *
475/ *
295/- ns
132/- ns
012/- ns

207/- ns
کلسيم

1
205/ ns
805/ **
900/ **
901/ **
805/ **
215/ ns
339/- ns
341/- ns
219/ ns
8710/- **
نسبت سديم/پتاسيم

*،** و ns به ترتيب معنيدار در سطح احتمال 5 و 1 درصد و غير معنيدار مي‌باشند.

در شرايط عدم تنش شوري، همبستگي فنوتيپي و ژنوتيپي منفي و معني‌داري بين وزن خشک برگ با ميزان سديم وجود داشت، که بيانگر اين است که با افزايش ميزان سديم برگ وزن خشک برگ کاهش و برعکس آن نيز صادق است. همبستگي فنوتيپي مثبت و معني‌دار در سطح احتمال 5 درصد بين سطح برگ با طول ساقه و منيزيم با سديم و قند وجود داشت. بيشترين همبستگي فنوتيپي مثبت و معني‌دار بين ميزان سديم با منيزيم برگ (719/0 r=) بود. بين ميزان پرولين و قندهاي محلول برگ با سديم ريشه و بخش هوايي همبستگي مثبت ولي بين پرولين برگ با پتاسيم ريشه و بخش هوايي همبستگي منفي وجود دارد (اپيستن، 1986). همبستگي ژنتيکي منيزيم با سديم برگ مثبت و معني‌ بود. و بقيه صفات با هم همبستگي غير‌معني‌دار داشتند. ارتباط منفي معني‌داري بين ميزان سديم برگ با وزن خشك برگ در ارقام مورد آزمايش وجود داشت (جداول 4-11 و 4-12). بدين ترتيب كه احتمالاً با افزايش غلظت عنصر سمي سديم در گياه سورگوم، گياه تحت تأثير اثر سوء اين يون قرارگرفته، دچار سميت يوني و بهم خوردن تعادل عناصر غذايي گذشته در نتيجه بسياري از فرآيندهاي طبيعي و فيزيولوژيكي گياه دچار اختلال مي گردد. کاهش سطح برگ (که همبستگي ژنوتيپي و فنوتيپي منفي با محتواي سديم برگ دارد) منجر به کاهش فتوسنتز گشته، در نتيجه توليد گياه کاهش مي‌يابد. از سوي ديگر پديده تحمل به شوري يک پديده انرژي‌خواه است. گياه براي مقابله با اثرات مضر شوري مجبور به مصرف انرژي مي‌باشد. بدين ترتيب در اين شرايط مقدار کمتري از توليدات فتوسنتزي به مصرف توليد ماده خشک و عملکرد مي‌رسد. بنابراين وزن خشک کل گياه با افزايش محتواي عناصر سمي کلر و سديم کاهش مي‌يابد.

جدول 4-12- ضرايب همبستگي فنوتيپي (بالاي قطر) و ژنوتيپپي (زير قطر) صفات در شرايط عدم تنش

نسبت سديم/پتاسيم

کلسيم

منيزيم
پتاسيم
سديم
قند
پرولين
طول ساقه
وزن خشک ريشه
سطح برگ
وزن خشک برگ

198/ ns
526/- ns
579/- ns
ns202/0
852/- **

480/- ns
183/- ns
127/ns
294/ ns
121/ ns
1
وزن خشک برگ

036/ ns
ns214/0-
351/ ns
ns495/
ns142/0-
-250/ns
176/- ns
648/*
328/ ns
1
062/0 ns
سطح برگ

526/ ns

310/- ns
062/ns
*719/0
ns247/0-
ns160/
ns320/0
343/ns
1
ns 151/0
ns 151/0
وزن خشک ريشه

218/- ns
206/ ns
0039/ ns
217/- ns
ns215/0-
283/-ns
038/ns
1
201/0ns
385/ ns
1/0 ns
طول ساقه

416/- ns
261/ ns
309/ ns
ns139/0
ns539/0
ns475/0
1
012/ ns
176/0 ns
140/0- ns
082/0- ns
پرولين

142/ ns
197/- ns
635/*
ns496/0-
ns584/
1
277/ ns
154/- ns
093/ ns
147/- ns

243/- ns
قند

142/ ns
407/ ns
719/*
230/- ns
1
307/ ns
296/ ns
119/-ns
140/- ns
070/- ns

470/0-*
سديم

268/ ns
057/ ns

105/- ns
1
142/- ns
120/- ns
078/ ns
269/ ns
397/ ns
274/ ns
111/ ns
پتاسيم

704/ *
116/- ns
1
061/- ns
414/*
367/ ns
207/ ns
013/ ns
002/ ns
190/ ns
316/- ns
منيزيم

148/ ns
1
078/- ns
042/ ns
196/ ns
089/- ns

161/ ns
098/ ns
280/- ns
115/- ns

280/- ns

کلسيم

1
197/ ns
776/ **
540/0-**
961/0-**
597/ **
243/ ns
339/-*
47/- ns
135/- ns
771/- **
نسبت سديم/پتاسيم
*،** و ns به ترتيب معنيدار در سطح احتمال 5 و 1 درصد و غير معنيدار مي‌باشند
.
4-1- 6- گروه‌بندي ژنوتيپ‌ها در شرايط تنش و بدون تنش با استفاده از شاخص STI
پراکنش ژنوتيپ‌ها در نمودار سه بعدي بر اساس Yp، Ys و STI در سطح تنش 10 دسي زيمنس بر متر در شکل 4-1 نشان داده شده است. ژنوتيپهاي Sor834، Sor1011، Sor1006 و Sor857 در ناحيه A قرار گرفتند که نشان‌دهنده تحمل بالا به تنش شوري و داراي وزن خشک اندام هوايي بيشتر در شرايط عدم تنش و تنش نسبت به ساير ژنوتيپها بود. از بين اين ژنوتيپ‌ها ، ژنوتيپ Sor1006 بيشترين مقدار STI را داشت. اين ژنوتيپ را مي‌توان براي برنامههاي اصلاحي آينده تحمل به تنش شوري معرفي کرد. استفاده از نمودارهاي سه بعدي براي تشخيص ناحيه A (يعني داراي تحمل به تنش و عملکرد بالا در هر دو شرايط تنش و عدم تنش) از ساير ناحيهها، توسط جزايري (1385) در يولاف، سوري (1385) در نخود فرنگي و يوسفي آذر (1386) در گندم مورد استفاده و تأييد قرار گرفته است. ژنوتيپهاي MTS و LTS در ناحيه B قرار گرفتند که حاکي از آن است اين ژنوتيپها در شرايط عدم تنش شوري وزن خشک اندام هوايي بالايي دارند ولي در شرايط تنش وزن خشک نسبتًا پاييني دارند، بنابراين حساس به شوري مي‌باشند. استفاده از اين ژنوتيپها در مناطقي که با تنش شوري مواجه نيستند، توصيه ميشود. ژنوتيپ Sor808 تنها ژنوتيپي است که در ناحيه C قرار گرفته است اين بدين معني است که اين ژنوتيپ در شرايط تنش نسبت به شرايط عدم تنش وزن خشک اندام هوايي بالاتري داشته است. استفاده از اين ژنوتيپ در مناطقي که با تنش شوري مواجه هستند توصيه ميشود. ژنوتيپهاي واقع در منطقه D شامل Sor1003، Sor1009 و HTS ماده خشک آنها در شرايط تنش و بدون تنش ناچيز بود. لذا اين ارقام در هيچکدام از شرايط توصيه نمي‌شوند. با اين‌حال، تنها بالا بودن مقادير شاخصSTI براي يک رقم به منزله مناسب بودن آن جهت کشت در شرايط تنش نيست، زيرا ممکن است ارقامي يافت شوند که داراي تحمل به تنش بالايي باشند ولي داراي عملکرد پاييني در هر دو شرايط تنش و عدم تنش باشند.

شکل 4-1 گروهبندي ژنوتيپهاي سورگوم با استفاده از نمودار سه بعدي STI، Yp و Ys.
Yp= وزن خشک اندام هوايي هر ژنوتيپ در شرايط بدون تنش
Ys= وزن خشک اندام هوايي هر ژنوتيپ در شرايط تنش
اعداد داخل شکل نشاندهنده شماره ژنوتيپها هستند (جدول 3-1).

4-2- آزمايش دوم: بررسي چندشکلي با استفاده از نشانگرهاي SSR
براي بررسي چندشکلي DNA بين ارقام مختلف سورگوم، 10 جفت آغازگر SSRروي 10 رقم مختلف سورگوم با خصوصيات متفاوت مورد آزمايش قرار گرفتند. با بررسي تعداد نوارهاي چندشکل، آغازگرهاي مطلوب شناسايي و براي کليه نمونه‌ها مورد استفاده قرار گرفتند. از 10 جفت آغازگر SSR، 2 جفت از آنها هيچ گونه نواري توليد نکردند و يا اينکه محصولات تکثيرشده آنها وضوح و قابليت تکرارپذيري کافي نداشتند. 7 جفت آغازگر SSR مورد استفاده الگوي نواري چند شکل را در ژنوتيپهاي مورد بررسي تکثير کردند. و آغازگرهاي مورد استفاده مجموعا 16 نوار توليد کردند که در نهايت 80 درصد نوارها چندشکلي نشان دادند. براي گروه بندي نمونه‌ها و ژنوتيپ‌ها، ابتدا باندهاي چندشکل به صورت صفر و يک به ترتيب براي عدم حضور و حضور نوار نمره بندي شدند.
آغازگر XTxp-20 به علت عدم ايجاد چندشکلي و تنها تشکيل يک باند، غير قابل نمره‌دهي بود. تعداد (باندهاي) مشاهده شده در تمامي مکان‌هاي ژني داراي 2 آلل بودند. تعداد آلل هاي موثر در مکان‌هاي ژني در محدوده 28/1 تا 96/1 با ميانگين 64/1 بود. تعداد آلل موثر در نشانگر XTxp-312بيشتر از ساير نشانگرها بود که احتمالاً نشان دهنده وجود تنوع بيشتر در اين نشانگر است (جدول 4-12). از 7 مکان ژني تکثير شده بيشترين ميزان هتروزيگوسيتي مشاهده شده مربوط به مکان XTxp-312 و معادل 88/0 و کمترين ميزان هتروزيگوسيتي مشاهده شده مربوط به مکان‌هاي XTxp-354، XTxp-287، XTxp-258 و XTxp285معادل صفر بود. ميانگين هتروزيگوسيتي کل مشاهده شده برابر 29/0 بود.
بيشترين ميزان هتروزيگوسيتي قابل انتظار مربوط به مکان‌ ژني XTxp-312 و معادل 52/0 و کمترين آن مربوط به مکان‌هاي ژني XTxp-287و XTxp-354معادل 23/0 بود. ميزان هتروزيگوسيتي مورد انتظار در مکان‌هاي ژني XTxp-354، XTxp-287، XTxp-258 و XTxp285 بيشتر از هتروزيگوسيتي مشاهده شده بود. هتروزيگوسيتي پايين مشاهده شده ممکن است در نتيجه‌ خودناسازگاري طبيعي (ونارکس117 و همکاران، 1999) و يا رفتار ديپلوئيد گياه (ژانگ و همکاران، 2000) باشد. رولف 118و همکاران(2005) 100 رقم سورگوم را توسط 21 نشانگر SSR مورد بررسي قرار دادند. نتايج حاصله 123 آلل با ميانگين 37/0 بود که با توجه به اين نتايج بيان کردند که SSRها براي تهيه نقشه‌هاي ژني و بررسي جايگاه‌هاي صفات کمي و انتخاب توسط نشانگر جهت بررسي صفات کمي کاربرد خوبي دارند.
ميزان اطلاعات چندشکلي (PIC) که بيانگر تنوع و فراواني آللي بين ژنوتيپ‌ها است، از يک نشانگر به نشانگر ديگر متفاوت و براي همه نشانگرهاي ريزماهواره مورد بررسي در اين آزمايش يکسان نبود. در اين آزمايش، ميزان اطلاعات چندشکل براي مکانهاي ژني مختلف بين 19/0 تا 75/0 با ميانگين 48/0 بود. بيشترين ميزان محتواي اطلاعات چند شکلي مربوط به مکان ژني XTxp-270 معادل 75/0 و کمترين ميزان آن مربوط به مکان ژني XTxp-335 معادل 19/0 بود. دليل کمتر بودن مقدار PICدر اين نشانگر ممکن است به علت نرخ جهش بالاتر در توالي‌هاي تکراري دي نوکلئوتيدي باشد (ويگروروکس119 و همکاران، 2005). مقدار PIC تابعي از تعداد و فراواني آلل است. شيزاد و همکاران (2009) 320 رقم سورگوم را توسط 38 نشانگر SSR مورد بررسي قرار دادند. نتايج حاصله شامل 146 آلل با هتروزيگوسيتي 217/0 و ميزان PIC 2/82 درصد بود. همچنين آناليز تجزيه واريانس در آزمايش آنها براي تمامي صفات در تمامي ارقام اختلاف معني‌داري نشان داد و در خوشه‌بندي، ارقام به 3 گروه بزرگ تقسيم شدند. جي و همکاران (2011) با مطالعه 20 نوع سورگوم توسط 63 جفت نشانگر SSR، ميانگين آلل‌ها در جايگاه را 76/2 و ميانگين PIC را 487/ گزارش کردند. نتايج نشان از چندشکلي بالاي نشانگر SSR در ميان سورگوم‌هاي مورد مطالعه بوده است. در مطالعه کيماني120 و همکاران (2014)، بر روي 134 ژنوتيپ سورگوم توسط 30 نشانگر ريزماهواره نيز، تعداد آلل به‌دست آمده از 2 تا 22 آلل متغير بود. آن‌ها در مجموع 259 آلل با ميانگين 93/8 آلل در هر جايگاه را گزارش دادند. همچنين ميانگين هتروزيگوسيتي مورد انتظار 59/0 و ميانگين PIC 55/0 بود.
بيشترين ميزان شاخص شانون که نشان‌دهنده تنوع بين جمعيتي است، مربوط به مکان‌ ژني XTxp-312 بود. همچنين مکان‌هاي ژنيXTxp-287 و XTxp-354 داراي کمترين ميزان شاخص شانون (37/0) بودند. آغازگر XTxp-312 بيشترين مقدار شانون، هتروزيگوسيتي مورد انتظار و مشاهده شده و نيز بيشترين تعداد آلل مؤثر را به خود اختصاص داده بود، بنابراين اين آغازگر تنوع بين ارقام مورد مطالعه را نسبت به ساير آغازگرها بهتر نشان داد. به عبارت ديگر ارقام از نظر اين مکان تنوع بيشتري نشان دادند. هوگو 121و همکاران (2013) با بررسي تنوع بين 20 رقم از ارقام اتيوپي سورگوم با نشانگر SSR، 289 آلل با ميانگين محتواي چند شکلي 78/0، هتروزيگوسيتي مشاهده شده 23/0 و هتروزيگوسيتي مورد انتظار
78/0 را گزارش کردند، که نشان از تنوع بالا در سورگوم‌هاي اتيوپي دارد.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید